باید تبریک گفت...!!
همه که دارن تبریک میگن خب ما هم تبریک میگیم.روز جهانی تئاتر(ببخشید روز ملی تئاتر)رو میگم.روزی که قراره همه ما شاد باشیم که هستیم.روزی قرار تمام دستاوردهای تئاتری سال گذشتمونو بررسی کنیم که بررسی می کنیم.روزی که قراره فارغ از غم نان کنار هم باشیم که هستیم و روزی که...
فردا یا فرداش روز جهانی تئاتر ما ایرانی هاست البته روز جهانی تئاتر مشهدی ها!
امیدوارم جشن خوبی باشه و ساعاتی هر چند کم کنار هم خوب باشیم.
امیدوارم روز جشنمون تا پاسی از شب فقط به سخنرانی گوش ندیم.
امیدوارم واسه یک بار هم شده جشن داشته باشیم.
امیدوارم که این امیدواری رو همیشه داشته باشیم.
و اما خوانش...(۴)
فکر کنم این آخرین مطلب دنباله داری باشه که در مورد خوانش نوشتم البته بیشتر شما و دوستان دیگه گفتید و ما نوشتیم.
در آخر تصمیم با شماست که در مورد خوانش چه نظری داشته باشین و من می خوام واسه آخرین مطلب در این مورد مصاحبه خانم نغمه ثمینی رو واستون قرار بدم.
چند وقت پیش یا بهتر بگم چندین وقت پیش ازخانم ثمینی دعوت شده بود تا نمایشنامه فراموشی نوشته خودش رو در خانه هنرمندان خوانش کنه که این مصاحبه در مورد این خوانشه...:
در مورد نمايشنامه فراموشي بگوييد؟
اين متن را حدود سال 84 نوشته ام و در اين فاصله چند بار آن را بازنويسي كرده ام و الان فكر مي كنم كه اين متن آماده خواندن باشد و من به قصد بازنويسي مجدد آن را در بين جمعي از علاقه مندان مي خوانم.
فراموشي چه موضوع و داستاني دارد؟
داستان در واقع در مورد نسلي است كه فراموشي به صورت عام گريبانگيرشان مي شود. نمايشنامه هم از نقطه اي آغاز مي شود كه يك زن، مردي را كه به كل حافظه اش را از دست داده، به خانه اش مي آورد.
آيا به دليل خاصي در اين نمايشنامه خواني شركت مي كنيد؟
نه، دليل خاصي ندارد. انجمن نمايشنامه نويسان خانه تئاتر از من دعوت كرد كه يكي از متن هايي را كه جايي نخوانده و اجرا نكرده ام، در برنامه ماهانه آنها بخوانم. من هم فراموشي را براي اين منظور انتخاب كردم، تا پس از چند بار بازنويسي در سطح محدودي آن را بخوانم.
به نظرتان ضرورتي هم به برگزاري برنامه هاي نمايشنامه خواني هست يا خير؟ فكر مي كنم ضروري است، در شرايطي كه ما در تئاترمان امكانات كافي نداريم تا همه نويسنده ها و استعدادها بتوانند خودشان را نشان بدهند، اين نمايشنامه خواني ها امكاني است براي نويسندگان و كارگردانان تئاتر كه بدون صرف هزينه سنگين و كسب مجوز بتوانند به سرعت آثار خود را با جمعي از مخاطبان در ميان بگذارند. دوم اينكه، نمايشنامه نويسان يكي از اقشار مهجور در تئاتر هستند كه كار فردي دارند و در ارتباط با جمع تئاتري نيستند. نمايشنامه خواني اين امكان را ايجاد مي كند تا نمايشنامه به صورت مستقل براي ديگران خوانده و آراي آنان در اين رابطه ارائه شود. سوم اينكه تنها ما در دنيا نمايشنامه خواني برگزار نمي كنيم. در برخي از نقاط دنيا مرسوم است كه وقتي يك نمايش حرفه اي اجرا مي شود، در كنار اين اجرا عده اي از آماتورها كه متني نزديك به اين نمايش نوشته اند، نمايشنامه خود را در حضور جمع مي خوانند. همچنين برنامه هاي مستقل نمايشنامه خواني دارند كه مردم از آن استقبال مي كنند.
در سال هاي نه چندان دور تعداد جلسات نمايشنامه خواني زيادتر از امروز بود، مثلاامروز ديگر از جلسات نمايشنامه خواني تئاتر شهر و نياوران و انديشه سازان خبري نيست، چرا چنين اتفاقي افتاده است؟
اول اينكه نمايشنامه خواني پديده اي است كه در اوايل دهه 80 ناگهان پر و بال پيدا كرد و تب آن فراگير شد و امروز به شدت از تب آن كاسته شده است.
دوم اينكه حامي همه اين نمايشنامه خواني ها مراكز دولتي است. امروز بايد از مسوولان فرهنگسراي نياوران و تئاترشهر پرسيده شود، آيا به دليل عدم رغبت و استقبال عمومي اين برنامه ها را تعطيل كرده اند يا مساله بودجه مانع از تداوم آن شده است؟ كه بعيد مي دانم اين طور باشد. من نوعي همين طور نمي توانم نمايشنامه خواني كنم، بايد جايي باشد تا اين امكان ايجاد شود، اگر خانه تئاتر از من دعوت نمي كرد، مطمئنا نمي توانستم فراموشي را بخوانم.
به نظرتان با توجه به ضرورت برگزاري جلسات نمايشنامه خواني، خود تئاتري ها نمي توانند در اين رابطه اقدام كنند؟
اتفاقا خود تئاتري ها جلسات نمايشنامه خواني دارند. مثلادر گروه ما وقتي نمايشنامه اي نوشته مي شود، اعضاي گروه دور هم جمع مي شويم تا آن متن را بخوانيم. من حتي فراموشي را براي چند تن از دوستانم خوانده ام اما خودم به تنهايي نمي توانم در تئاترشهر اين متن را براي مخاطبان نمايشنامه بخوانم. اين وظيفه مديران تئاترشهر است كه در قالب برنامه اي از نمايشنامه نويسان دعوت كنند. مادامي كه تئاتر ايران تحت حمايت دولت است، بايد جرقه اين گونه برنامه ها از سوي دولت زده شود. اميدوارم روزي مكان هاي عمومي مثل كتابفروشي ها و كافي شاپ ها بتوانند به طور مستقل نمايشنامه خواني راه بيندازند.
براي نسل جوان چه توصيه اي داريد تا از اين برنامه ها استفاده بهتري بكنند؟
يكي از كاربردهاي نمايشنامه خواني ها معرفي آثار نسل جوان است و حتي جمعي از حرفه اي ها كه هنوز موفق به معرفي بهتر و كامل تر خود نشده اند، مي توانند از اين طريق بهتر با مخاطبان خود ارتباط بگيرند. همچنين خواندن متون ملل مختلف هم از اين طريق عملي تر است براي آنكه ما نمي توانيم تمام متن هاي دنيا را در سالن هاي محدود خود اجرا كنيم. متاسفانه توقع برخي از دانشجويان و كساني كه تازه به كار نوشتن مشغولند، خيلي زياد است و به همين دليل خيلي زود سرخورده مي شوند و از نوشتن بازمي مانند.
چه نوع نقدي در جلسات نمايشنامه خواني كارسازتر است؟
نقدي كه معطوف به خود متن باشد تا اجراي نمايشنامه خواني. براي آنكه افرادي كه براي نمايشنامه خواني انتخاب مي شوند با بازيگران اصلي كار فرق دارند.
((خب٬اینم حرف های ما و شما در مورد خوانش٬ ممنون از همه کسانی که کمک کردن))
