سورة الحجرات، آیه ۶ : «ای مومنین، اگر شخص زشت كاری خبری از كسی برای شما آورد ، تحقیق كنید كه مبادا به گروهی از روی نادانی آسیب برسانید و از کرده خود پشیمان شوید .
سوال اینکه این نامه آیا از روی صداقت و خیرخواهی نوشته شده یا برای رسیدن به موقعیت بهتر . در مورد اولی باید گفت که صداقت حکم نمیکند مسلمانی به مسلمان دیگری بدون مدرک تهمت بزند و در مورد دومی که اگر اینگونه باشد ( که انشاء الله نباشد ) باید گفت ، واویلا.
ما انگار رسالتمان یادمان رفته که در قالب هنر چه وظایفی نسبت به خدا و مردم داریم .
روی صحبت من با هنرمندانی است که نامه سرگشاده و از روی احساسات می نویسند و به جای قراردادن عقیده خود در هنر آن را بر زبان می آورند . به شما می گویم یا درس نخواندید و یا درست نخواندید و یا به شما اشتباه گفته اند . حضرت علی (ع) می فرماید : ابتدا خطا را تذکر دهید و بعد اثبات کنید و در انتها به مردم معرفی کنید . که شما اینجا مهندسی معکوس انجام دادید .
انتظار مردم از یک هنرمند این است که بعد از اثبات حقایق و آن هم در قالب هنر اندیشه های خود را نشان دهد ، نه با خواندن چند تیتر بزرگ روزنامه هایی ، که سر از سبزی فروشی محل در می آورند ، و آنچه را که از یک هنرمند انتظار نمی رود بر اساس این منابع بیان کند . شما قبل از اینکه این نامه را نوشتید آیا با خود فکر نکردید آیندگان در مورد شما چه قضاوتی خواهند کرد . آیا خون را دید و نوشتید ؟
آقای جمال شورجه ( با توجه به مطاللب چاپ شده از جنابعالی در روزنامه کیهان مورخه 4 تیرماه 1388 ) شما که از حضرت علی (ع) سخن به میان آوردید مگر نخواندید که آن حضرت را ، با آنکه برحق بود خانه نشین کردند و به او تهمتها زدند . ما که نبودیم مگر خود شماها برایمان تعریف نکردید که در اوایل انقلاب به بزرگانی همچون بهشتی تهمت و ناسزا می زدنند . حال چه شده که امروز شما نیز در صف مقدم آنان قرار گرفتید و با حرفهایی که اثبات نشده و بر روی حدس و گمان است تکیه زده اید . از خدا نترسیدید .
حال من به شما می گویم : به کجا چنین شتابان ؟
شما آقای موسوی را به یوسف و یارانش را همچون برادرانش تشبیه کردید . سوال اینکه شما چگونه یوسف و یهودا را تشخیص دادید ؟ به ما هم یاد دهید تا شاید از این به بعد ما هم درست تشخیص دهیم .
به قول دکتر علی شریعتی که می گوید : بهشت رفتن مهم نیست . انسان بودن و بهشت رفتن مهم است
جناب آقای جمال شورجه سکه دو رو دارد و شما فقط یک روی آن را دیدید . و این از یک هنرمندی همچو شما بعید بود . شما از بیانات رهبری گفتید ولی انگار یادتان رفت که رهبری همه را به آرامش دعوت کردند و این اظهار نظر شما خلاف بیانات ایشان می باشد و این نامه شما نه به سود هنرمندان است و نه به سود مردم .
حال اینکه شما نظری دارید و باید بیان کنید شکی نیست ولی چرا به جای بیان اندیشه های خود دیگران را تخریب می کنید . کاری که در زمان حضرت علی (ع) و بقیه ائمه اطهار رایج بود تا مقام آن حضرات را بین مردم کم کنند . مگر یادتان رفته که هنرمند حق ندارد به جای مردم تصمیم گیری کند . ما باید اندیشه ها و افکار خودمان را در قالب هنر به مردم معرفی کنیم و نتیجه را به آنها واگذار کنیم . دکتر شریعتی در جایی سوالی را مطرح کرد . هرکسی جوابی را داد و ایشان همه آن جوابها را رد می کرد . فردی به دکتر اعتراض کرد که چرا جواب را نمی دهید و همه را خلاص نمی کنید که ایشان در جواب گفتند : پس فرق من با دیگران چیست . من می خواهم این یخ را در شما آب کنم و شما را وادار به فکر کردن کنم .
شما از امام خمینی گفتید : ولی یادتان رفت که در کلام امام اخلاق نقش به سزایی داشت و هیچوقت با کسی با لحن بد صحبت نکرد ، به جای کسی تصمیم نگرفت که این برگرفته از مکتب امیرالمومنین حضرت علی (ع) است .
من جلوی شعر گویی هایتان را نمی گیرم ولی سعی کنید ابیات خود را جوری ننویسید که همچو شاعران دربار غزنوی از یاد بروید .
من خود و شما را به ترس از خدا متذکر می شوم و با توجه به سابقه جنابعالی امیدوارم در صحبتهای خود تجدید نظر کنید و در فضایی به دور از انتخابات که فضایی احساسی است و در فضایی عقلانی از همه جهات و از روی صداقت و نه خدمت به مسائل نگاه کنید و بعد نظریات خود را در یک قالب هنری به مردم ارائه دهید . باشد که صداقت و راستگوئی جزئی از ایمان است .

