چرا به تئاتر میپردازم؟ بارها از خود پرسيده ام. و تنها پاسخي كه تاكنون به اين پرسش داده ام از بس پيش پاافتاده است شما را دچار شگفتي خواهد كرد: براي اين به تئاتر میپردازم كه در دنيا صحنة تئاتر يكي از جاهايي است كه من در آن احساس خوشبختي میكنم. اما انصاف بدهيد كه اين فكر، آنطور كه به نظر میآيد، پيش پا افتاده نيست. تحصيل خوشبختي امروز يكي از تلاشهاي اساسي و اصيل است.
این روزهای تئاتر مشهد ، دوستان درگیر تمرین برای رسیدن به جشنواره ی هستند که بعد از عبور از دو جشنواره انتهایش ( جشنواره تئاتر فجر ) فقط حضور در بخش مرور خواهد بود و شاید انتهای سرد و غیر جذاب برای هنرمند شهرستانی که دوست دارد دیده شود
و نمایش صدای من کجاست به کارگردانی جواد رحیم زاده در بخش کودک و نوجوان هرمزگان که خوش درخشید با جوایز کارگردانی و بازیگری
اما در طول جشنواره در دو روز پایانی تنها نمایشی که بسیار برایم جذاب بود "راز ماهی طلایی آکواریوم آقای ژان" بود که بسیار پسندیدم اما بیشترین تعجب من از این بود که چرا این نمایش باید در بخش تجربه های نو باشد ؟
چون کاملا یک نمایش متعارف و دارای ساختار ارسطوئی منظمی بود به هر حال نمایشی بود در چند اپیزود که نقطه ی اتصال همه ی آنها کرنای است که در نقار خوانی امام رضا (ع ) استفاده میشود
در این میان عوامل اجرایی نمایش بسیار منظم و الخصوص هسته ی اصلی بازیگران همگی جوان و جویای نام
