موفقیتی دیگر برای گروه هنری پل
" صدای من کجاست ؟"
نویسنده:حمید قلعه ای کارگردان:جواد رحیم زده
طراحی صحنه:میثم نویریان طراح لباس:مهناز آقایی
موسیقی:سید یحیی موسوی
بازیگران:محمد جهان پا ، سجاد انتظاری ،کریم جشنی و حسین طاهری و جمعی از هنرمندان نوجوان مشهدی...
"نمایش صدای من کجاست؟" کاری از گروه هنری پل به بخش مسابقه کودک و نوجوان جشنواره تئاتر رضوی راه یافت.
برای تمامی اعضای گروه آرزوی موفقیت داریم و در آِینده در مورد این نمایش بیشتر خواهیم گفت...
تمرينات رضا احمدي براي نمايش وين راه بي نهايت...شروع شده و درسته كه تعدادي از بچه هاي تيم سه،چهار سال پيش نيستن ولي خود نمايش باعث ميشه كلي خاطره از اجراها و جشنواره هاي سه،چهار ساله پيشمون زنده بشه.
اميدوارم اين نمايش خوب تمرين بشه و اميدوارم موففقيت هاي خوبي هم كسب كنه.
محمد جهان پا هم تمرينات نمايش ترنج رو شروع كرده،اميدوارم اين نمايش هم مثل نمايش عاشقستان موفقيت هاي زيادي داشته باشه.
و اما تكاپوي گروه پل...
بعد از مدت زماني كه گروه پل در آرامش به سر مي برد ، در حال حاضر چند روزيه كه داره آرامش ما رو بهم مي زنه!!!
بــــــــــــــــله،گروه پل در حال آماده كردن سه تا نمايش براي سال جاريست،كه دو تا از نمايش ها رو رضا احمدي داره كارگرداني ميكنه و نمايش ديگرو محمد جهان پا.
محمد جهان پا داره يك متن از عباس جانفدا رو تمرين ميكنه و رضا احمدي متني از محمد چرم شير و يه متن از نصرا...قادري رو تمرين ميكنه كه البته به نوعي همه با هم هستن يعني هستيم.
نكته جالب اينكه متن آقاي قادري كه رضا احمدي داره اونو كارگرداني ميكنه همون وين راه بي نهايت...،نمايشي كه فكر كنم ۳سال پيش رضا اونو اجرا كرد.
به اميد موفقيت براي همه تئاتري ها...
محمد خاتمي هم از تئاتري هاي قديم اين شهره و يكي از مديران چند سال اخير تئاتر اين شهر.
مطمئن هستم هميشه بر سر موضوعات مختلف اختلافات مختلفي ايجاد ميشه و اگر اين اختلافات در همان لحظه حل و فصل نشه كار به جايي ميرسه كه جديدا اسم اون رو گذاشتن كدورت.
اصلا اين واژه كدورت اين روزها خيلي جذاب شده انگاري همه با هم خيلي كدورت دارن و بنده هم به خاطري كه از اين جريان روشن فكري عقب نباشم همين جا اعلام ميكنم كه با همه كدورت دارم!!!خب كجا بوديم...خلاصه اگه اين كدورت ها جمع بشه باعث ميشه كه به قول قديمي ها نسبت به هم دل چركي بشن و اصلا اين دل چركي شدن خودش يك تاريخچه اي داره ،و اگه دلي چركي بشه معلوم نيست بر گرده به كدامين تاريخ اين مرز و بوم...آهان ببخشيد از موضوع پرتاب شدم! و اين دل چركي شدن خودش آفاته بديه و اصلا اين آفته كه داره همه چي رو...
و وقتي فهميدم دو نفر قراره بشين و به قول امروزي ها مناظره كنن بيشتر ناراحت شدم چون خيلي ياد مناظره افتادم!اما وقتي به آخر حرفاي اين دوستان رسيدم خيالم راحت شد كه مناظره نبوده و گفتگوي دوستانه بوده.
با خودم فكر كردم چرا اصلا اين حرفا و جريانات پيش بياد مگه ما چيمون كمه. بيام هر چند ماه يه بار دور هم جمع بشيم اصلا با هم داد و بيداد كنيم ولي به قول قديمي ها دل چركي نشيم.
هر چند وقت يه بار با هم حرف بزنيم ، صحبت كنيم تا اينقدر كدورت داشتن معروف نشه!!!
كاش تئاتر هم بود،اما...!!
در اين روزهاي انتخابات ديدن و شنيدن خيلي چيزا جذابه البته شايد به خاطر اينكه اينطور چيزا رو در حالت عادي نميتوني نه بشنويم نه ببينيم.
خيلي از اتفاقات (كه اسمشو نمي خوام آزادي بزارم) ميفته و به نظرم تماميه اين موارد فقط ميتونه در فضايي انتخابات باشه!!
داشتم فكر ميكردم حالا كه اين اتفاقات خوب!داره ميفته پس اين تئاتر كجاست؟!! البته تئاتر هم مثل خيلي از موارد ديگه در سايه انتخابات قرار گرفته ولي به نظرم اگر تو اين شهر سرد يك كم سالن سرد داشتيم ، اون وقت حتي ميشد كه يه اجراي هر چند سرد داشته باشيم ولي افسوس كه...! افسوس كه هميشه افسوس ميخوريم و هميشه دلمون ميگيره و همشه اميدواريم و هميشه...
انتخابات هم تموم ميشه و شايد اتفاق خاصي در باب تئاتر نداشته باشيم و تنها ميشه كمي از اين سايه خارج شد.
تو این دو ماه گذشته از سال خسته شدیم از این اجراهای سفارشی یک روزه.
خسته شدیم از نمایش های سفارشی سازمانی و ارگانیزیشنی...
دیگه داریم کاملا به این سفارشات و خط و مرزها عادت می کنیم و همین عادت...
اميدوارم اين اجراي عمومي نويد بخش روزهاي بهتري واسه اجراهاي عمومي اين شهر باشه.
به كم و كيف جريان كاري ندارم اماحركت تئاتري خوبي بود به شرطي كه سال هاي ديگه هم تكرار بشه!
بچه هاي گروه پل تاثير زيادي رو اين جريان داشتن و زحمتاي زيادي كشيدن.
رضا احمدي،محمد جهان پا،ميثم نويريان و... .اين هم يك كار خوب ديگه از گروه پل.
و اما آراي هيئت داوران :
نو یسندگی
هیئت داوران در این بخش ضمن قدردانی از آثار مکتوب آقایان : زنده یاد حسین پناهی – عزت ا... مهرآوران ، سعید تشکری و علیرضا حنیفی بدینوسیله آرای خود را به شرح ذیل اعلام میدارد
ضمن تقدیر از نویسنده ی نمایش خرمگس خانم صحرا رمضانیان از واحد مشهد
مقام سوم : لوح سپاس و جایزه نقدی مشترکا تقدیم میشود به نویسندگان نمایش نامه های چراغ خاموش آقای شاهرخ رفوگران از واحد مشهد و نمایش رسم رستم آقای حمید رضا مهدوی مقدم از واحد گناباد .
مقام دوم : لوح تقدیر و جایزه نقدی تقدیم میشود به نویسنده ی نمایش یک صحنه چند بازی آقای حسین ابراهیمی از واحد فردوس
مقام اول : تندیس جشنواره دیپلم افتخار و جایزه نقدی تقدیم میشود به نویسنده ی نمایش قطار را نگه دارید ، آقای احمد خوش خلق ازواحد مشهد
و ...
ادامه مطلب
روز بزرگداشت فردوسی هم برگزار شد و جمعیت زیادی در این روز باشکوه در آرامگاه فردوسی جمع بودن.
جشن جالبی بود و جالبتر از آن برای من،اجرای نمایش رستم و اسفندیار به کارگردانی استاد رضا صابری بود.
نمایش خیلی بهتر از اون چیزی که فکر میکردم اجرا شد از شروع نمایش که با نقالی جذاب محمد جهان پا بود گرفته تا انتهای نمایش که با آن شعر زیبا به پایان رسید.
باز هم یکی دیگر از نمایش های خوب استاد رو در آرامگاه زنده کننده ای زبان پارسی دیدیم.
و این هم گروهی که این نمایش با یاد ماندنی رو اجرا کردند:
کاگردان:رضا صابری
دستیار کارگردان:رضا احمدی
بازیگران:محمد جهان پا،حسین مقدم،کریم جشنی،علیرضا سوزنچی،عباس جانفدا،مهسا آبیز.زهرا آری.
موسیقی:مهدی حسنی گریم:امیر حسین غفاری
طراح لباس:سیامک دورانی مدیر تولید:علیرضا سوزنچی
اصولا تئاتر تمرینش خیلی جذابه مخصوصا تمرین کاری از استاد صابری.
دیروز رفته بودم سر تمرین نمایش رستم و اسفندیار نمایشی به نویسندگی و کارگردانی رضا صابری.نمایش قراره ۲۵ اردیبهشت به مناسبت روز بزرگداشت فردوسی در آرامگاه فردوسی اجرا بشه.دوست خوبم رضا احمدی هم دستیار کارگردان نمایشه.
تمرینه خوبی بود تو یک فضای صمیمی جمعی از قدیمی ها و جوونای تئاتر دور هم بودن فکر می کنم، تمرین حدود دو ساعتی طول کشید.

نقالی محمد جهان پا که خیلی وقت میشد من ازش نقالی ندیده بودم جذاب بود،حسین مقدم از قدیمی های شهرمون در نقش رستم واسه خودش کلی برو بیا داشت و این خانواده اسفندیار واسه خودشون شده بودن وزنه ای که کریم جشنی اسفندیار روئین تن بود و عباس جانفدا بهمن.البته از سیمرغ که مهسا آبیز داشت اونو بازی می کرد هم نباید گذشت و میرسیم به پدر رستم که علیرضا سوزنچی یکی از پیشکسوتان تئاتر نقشش رو به عهده داشت.همه اینا رو بزارین کنار موسیقی مهدی حسنی و طراحی لباس سیامک دورانی تا خودتون ببینین که رزم رستم و اسفندیار چطور شکل میگیره و به اتمام میرسه.
خلاصه این همه هیجان و جنب و جوش تمرین استاد کلی به آدم روحیه ی تئاتری میده که اگه حتی خسته باشی و از صبحش کلی کار انجام داده باشی و حتی ظهرش نخوابیده باشی (که من رو این خواب خیلی حساسم) و تازه به کلی از کارای اون روزت نرسیده باشی و...بازم تا آخر تمرین بشینی و حتی رفتن واسه روز اجرا رو از الان برنامه ریزی کنی و خستگیت هم مثل بقیه با چای تمرین به کل از بین بره.

(( به خاطر کیفیت عکسا شرمنده ام ،عکس موبایلی دیگه!))
آخرين جلسه پاتوق تئاتر در سال ۸۷ با خوانش متني از محمد چرمشير به اتمام رسيد و اولين جلسه پاتوق در سال ۸۸ هم با متني از محمد چرمشير داره شروع ميشه.
چهرشنبه ۲۳/۰۲/۸۸ ساعت ۱۷.۳۰ نمايش "مادام كاميون "نوشته محمد چرمشير و به كاگرداني سعيد توكلي در حوزه هنري مشهد خوانش ميشه.
چه كسي مي آيد...(۱
)((((
چند ماهي به انتخابات رياست جمهوري مونده و همه منتظريم ببينيم رياست بعدی با كيهاميدوارم هر كسي كه مياد يه خرده به فكر هنرمندان اين مملكت باشه تا مجبور نشن هر روز از اين شغل خودشون پشيمون بشن
اميدوارم هر كسي كه مياد بتونه هنرمنداي اين مملكتو ببينه
اميدوارم هر كسي مياد بتونه با هنرمنداي اين مملكت حرف بزنه
اميدوارم هر كسي مياد بتونه يه خرده هنرمنداي اين مملكتو درك كنه
امیدوارم هر کسی که میاد هنر رو دوست داشته باشه و تئاتر رو دوست داشته باشه
و اميدوارم
...و ما همچنان اميدواريم
))))اشتباه نکنید اگه چند سطر برین پائین تر این مطلب رو خیلی واضح تر میتونید بخونید خودم می دونم تکراریه!
اما علت این تکرار یادواری دوباره انتخابات یک ماه دیگه بود آخه بدجور صدا و سیما داره قضیه رو یادآوری میکنه خب ما هم که همیشه بچه های خوبی هستیم و به حرف گوش میدیم.
انتخابات برگزار میشه و هر کسی هم داره سنگ خودشو به ...
خب ما هم میخوایم سنگ خودمونو بزنیم دیگه!!
خارج از این امیدواری های گفته شده این بار میخوایم کسی بیاد که یه خرده هم نه بسیار بسیار زیاد واسه هنر ارزش قائل بشه (که این روزها این افراد کمن) و البته اینطور که گذشته بعضی از کاندیداها نشون میده در میانشون هستند افرادی هر چند کم....
خلاصه از این به بعد در این باره مینویسم و دوست دارم از پیشنهادهای شما هم استفاده کنم .
روز جهاني تئاتر...
ديشب جشن روز جهاني تئاتر در سالن هاشمي نژاد مشهد برگزار شد.
در جشن امسال آقايان داوود رشيدي،پارسايي،مسافر آستانه،جعفري و .... خيلي هاي ديگه كه نزديك ۴۰۰-۵۰۰ نفري ميشدن حضور داشتن.
در ضمن در جشن امسال خانم مريم معترف نيز بودند.
جشن تئاتر امسال مثل پارسال تا پاسي از شب طول كشيد البته پارسال تا ۱۱ بود امسال تا ۱۰ شب بود و ما تا پاسي از شب به سخنان بزرگواران در جشن تئاتر گوش فرا داديم.
و در اين بين هرزگاهي كليپي پخش ميشد و به سخنرانان عزيز نيز جوايزي تقديم شد البته براي خالي نبودن عريضه در جشن امسال به تعدادي از تئاتري هاي عزيز نيز جوايزي داده شد.
در جشن امسال كه سال شكوفايي تئاتر بود(خفه شديم از اين شكوفايي) در ابتداي ورود به سالن پوسترهاي نمايشهاي مشهدي نيز ديده شد.
خلاصه به خاطر اين جشن با شكوه كه برگزار شد باعث شد ساعاتي هر چند كم دوستان تئاتري ديگر غم نان نخورند.
باید تبریک گفت...!!
همه که دارن تبریک میگن خب ما هم تبریک میگیم.روز جهانی تئاتر(ببخشید روز ملی تئاتر)رو میگم.روزی که قراره همه ما شاد باشیم که هستیم.روزی قرار تمام دستاوردهای تئاتری سال گذشتمونو بررسی کنیم که بررسی می کنیم.روزی که قراره فارغ از غم نان کنار هم باشیم که هستیم و روزی که...
فردا یا فرداش روز جهانی تئاتر ما ایرانی هاست البته روز جهانی تئاتر مشهدی ها!
امیدوارم جشن خوبی باشه و ساعاتی هر چند کم کنار هم خوب باشیم.
امیدوارم روز جشنمون تا پاسی از شب فقط به سخنرانی گوش ندیم.
امیدوارم واسه یک بار هم شده جشن داشته باشیم.
امیدوارم که این امیدواری رو همیشه داشته باشیم.
و اما خوانش...(۴)
فکر کنم این آخرین مطلب دنباله داری باشه که در مورد خوانش نوشتم البته بیشتر شما و دوستان دیگه گفتید و ما نوشتیم.
در آخر تصمیم با شماست که در مورد خوانش چه نظری داشته باشین و من می خوام واسه آخرین مطلب در این مورد مصاحبه خانم نغمه ثمینی رو واستون قرار بدم.
چند وقت پیش یا بهتر بگم چندین وقت پیش ازخانم ثمینی دعوت شده بود تا نمایشنامه فراموشی نوشته خودش رو در خانه هنرمندان خوانش کنه که این مصاحبه در مورد این خوانشه...:
در مورد نمايشنامه فراموشي بگوييد؟
اين متن را حدود سال 84 نوشته ام و در اين فاصله چند بار آن را بازنويسي كرده ام و الان فكر مي كنم كه اين متن آماده خواندن باشد و من به قصد بازنويسي مجدد آن را در بين جمعي از علاقه مندان مي خوانم.
فراموشي چه موضوع و داستاني دارد؟
داستان در واقع در مورد نسلي است كه فراموشي به صورت عام گريبانگيرشان مي شود. نمايشنامه هم از نقطه اي آغاز مي شود كه يك زن، مردي را كه به كل حافظه اش را از دست داده، به خانه اش مي آورد.
آيا به دليل خاصي در اين نمايشنامه خواني شركت مي كنيد؟
نه، دليل خاصي ندارد. انجمن نمايشنامه نويسان خانه تئاتر از من دعوت كرد كه يكي از متن هايي را كه جايي نخوانده و اجرا نكرده ام، در برنامه ماهانه آنها بخوانم. من هم فراموشي را براي اين منظور انتخاب كردم، تا پس از چند بار بازنويسي در سطح محدودي آن را بخوانم.
به نظرتان ضرورتي هم به برگزاري برنامه هاي نمايشنامه خواني هست يا خير؟ فكر مي كنم ضروري است، در شرايطي كه ما در تئاترمان امكانات كافي نداريم تا همه نويسنده ها و استعدادها بتوانند خودشان را نشان بدهند، اين نمايشنامه خواني ها امكاني است براي نويسندگان و كارگردانان تئاتر كه بدون صرف هزينه سنگين و كسب مجوز بتوانند به سرعت آثار خود را با جمعي از مخاطبان در ميان بگذارند. دوم اينكه، نمايشنامه نويسان يكي از اقشار مهجور در تئاتر هستند كه كار فردي دارند و در ارتباط با جمع تئاتري نيستند. نمايشنامه خواني اين امكان را ايجاد مي كند تا نمايشنامه به صورت مستقل براي ديگران خوانده و آراي آنان در اين رابطه ارائه شود. سوم اينكه تنها ما در دنيا نمايشنامه خواني برگزار نمي كنيم. در برخي از نقاط دنيا مرسوم است كه وقتي يك نمايش حرفه اي اجرا مي شود، در كنار اين اجرا عده اي از آماتورها كه متني نزديك به اين نمايش نوشته اند، نمايشنامه خود را در حضور جمع مي خوانند. همچنين برنامه هاي مستقل نمايشنامه خواني دارند كه مردم از آن استقبال مي كنند.
در سال هاي نه چندان دور تعداد جلسات نمايشنامه خواني زيادتر از امروز بود، مثلاامروز ديگر از جلسات نمايشنامه خواني تئاتر شهر و نياوران و انديشه سازان خبري نيست، چرا چنين اتفاقي افتاده است؟
اول اينكه نمايشنامه خواني پديده اي است كه در اوايل دهه 80 ناگهان پر و بال پيدا كرد و تب آن فراگير شد و امروز به شدت از تب آن كاسته شده است.
دوم اينكه حامي همه اين نمايشنامه خواني ها مراكز دولتي است. امروز بايد از مسوولان فرهنگسراي نياوران و تئاترشهر پرسيده شود، آيا به دليل عدم رغبت و استقبال عمومي اين برنامه ها را تعطيل كرده اند يا مساله بودجه مانع از تداوم آن شده است؟ كه بعيد مي دانم اين طور باشد. من نوعي همين طور نمي توانم نمايشنامه خواني كنم، بايد جايي باشد تا اين امكان ايجاد شود، اگر خانه تئاتر از من دعوت نمي كرد، مطمئنا نمي توانستم فراموشي را بخوانم.
به نظرتان با توجه به ضرورت برگزاري جلسات نمايشنامه خواني، خود تئاتري ها نمي توانند در اين رابطه اقدام كنند؟
اتفاقا خود تئاتري ها جلسات نمايشنامه خواني دارند. مثلادر گروه ما وقتي نمايشنامه اي نوشته مي شود، اعضاي گروه دور هم جمع مي شويم تا آن متن را بخوانيم. من حتي فراموشي را براي چند تن از دوستانم خوانده ام اما خودم به تنهايي نمي توانم در تئاترشهر اين متن را براي مخاطبان نمايشنامه بخوانم. اين وظيفه مديران تئاترشهر است كه در قالب برنامه اي از نمايشنامه نويسان دعوت كنند. مادامي كه تئاتر ايران تحت حمايت دولت است، بايد جرقه اين گونه برنامه ها از سوي دولت زده شود. اميدوارم روزي مكان هاي عمومي مثل كتابفروشي ها و كافي شاپ ها بتوانند به طور مستقل نمايشنامه خواني راه بيندازند.
براي نسل جوان چه توصيه اي داريد تا از اين برنامه ها استفاده بهتري بكنند؟
يكي از كاربردهاي نمايشنامه خواني ها معرفي آثار نسل جوان است و حتي جمعي از حرفه اي ها كه هنوز موفق به معرفي بهتر و كامل تر خود نشده اند، مي توانند از اين طريق بهتر با مخاطبان خود ارتباط بگيرند. همچنين خواندن متون ملل مختلف هم از اين طريق عملي تر است براي آنكه ما نمي توانيم تمام متن هاي دنيا را در سالن هاي محدود خود اجرا كنيم. متاسفانه توقع برخي از دانشجويان و كساني كه تازه به كار نوشتن مشغولند، خيلي زياد است و به همين دليل خيلي زود سرخورده مي شوند و از نوشتن بازمي مانند.
چه نوع نقدي در جلسات نمايشنامه خواني كارسازتر است؟
نقدي كه معطوف به خود متن باشد تا اجراي نمايشنامه خواني. براي آنكه افرادي كه براي نمايشنامه خواني انتخاب مي شوند با بازيگران اصلي كار فرق دارند.
((خب٬اینم حرف های ما و شما در مورد خوانش٬ ممنون از همه کسانی که کمک کردن))
و اما نمایشنامه خوانی...(۳)
چند روز گذشته با دوستان صحبت های رو در مورد خوانش کردیم ولی طبق معمول هر کسی نظری داشت مثل اینکه همه تعاریف خوانش رو می دونن و از این آب گل آأود میشه تعاریف جدیدی هم بدست آورد.
دوست خوبم آراز یه مطلبی واسم گذاشته بود آراز میگه:
منم واقعا در گیر همین مسئله هستم.البته من فکر میکنم به خاطر کم بودن امکانات و برای اماتور هایی مثل من این شیوه اجرا خیلی خوبه و خلاقیت تا هر اندازه ای که باشه ایرادی نداره حا لا حتی اگه چیزی ما بین خوانش و اجرای صحنه ای از کار در بیاد.
خب اینم یه جوون تئاتری و موسیقیایی و نظرش که واسه من جالب بود.
داشتم یه گشتی تو این دنیای مجازی دهکده جهانی میزدم بیشترم دنبال نمایشنامه خوانی بودم
نمی دونین چه خبره!!چه همه جشنواره نمایشنامه خوانی!نمایشنامه خوانی صلح و گفتگو ـ نمایشنامه خوانی تئاتر شهر ـ نمایشنامه خوانی مولوی ـ نمایشنامه خوانی عصری با نمایش ـ نمایشنامه خوانی دور تا دور دنیا ـ نمایشنامه خوانی نیاوران ونمایشنامه خوانی و نمایشنامه خوانی و نمایشنامه خوانی و نمایشنامه خوانی و نمایشنامه خوانی و نمایشنامه خوانی و ... و تا جایی که دلتون بخواد هست.
از کاری که در مورد خوانش میخواستم انجام بدم منصرف شدم گفتم ما هم میریم دنبال همون آب گل آلود!!!
راستی یه مطلبی هم(فکر کنم مال یه روزنامه بود) دیدم که گفتم شما هم ببینین و بخونین.
چند سالي است جلسات نمايشنامه خواني رونق گرفته است و شاهد گسترش آنها هستيم. اينکه اولين برنامه نمايشنامه خواني در چه سالي و توسط چه کسي در ايران انجام شد، معلوم نيست. ولي برخي به اجراي نمايشنامه خواني در سال 1342 نيز اشاره کرده اند و اين نشان مي دهد برنامه اي با عنوان نمايشنامه خواني هرچند با شکل هاي مختلف در طي سال هاي گذشته همواره برگزار شده است. شايد بتوان گفت گسترش و جدي شدن اينگونه نمايشي، يا بهتر است بگوييم ادبيات نمايشي، به چند سال اخير و اوايل دهه 80 بر مي گردد. در آن زمان برنامه هاي ماهانه و پراکنده اي توسط کانون نمايشنامه نويسان خانه تئاتر در خانه هنرمندان ايران انجام مي شد. ولي از فروردين سال 81 در تئاتر شهر، برنامه هاي هفتگي نمايشنامه خواني با عنوان "عصري با نمايش" به صورت مستمر و جدي آغاز شد و توانست تاثير مناسبي بر مخاطبان و فضاي تئاتر بگذارد. عصري با نمايش طي سه سال (از 81 تا 83) و با 9 فصل اصلي و سه فصل دانشجويي هر هفته علاقمندان زيادي را به کافه ترياي سالن اصلي تئاتر شهر کشاند. در همان زمان دو دوره جشنواره نمايشنامه خواني در سال ها 81 و 82 در بيست و يکمين و بيست و دومين جشنواره بين المللي تئاتر فجر نيز برگزار شد. از آن زمان جلسات نمايشنامه خواني متفاوتي در تهران و شهرستان ها انجام شد که بعضي از آنها همچنان ادامه دارد.به گزارش شهر، جلسات نمايشنامه خواني خانه هنرمندان ايران، اداره تئاتر، تالار هنر، اسوه، فرهنگسراي نياوران، تالار مولوي، موسسه انديشه سازان و غيره برخي از اين برنامه ها است.
آسيب شناسي: گسترش نمايشنامه خواني در تهران و البته شهرستان ها، باعث شده است تا نگاه
ادامه مطلب
از خوانش تا خوانش...(۲)
هیچ نمی دونستم نمایشنامه خوانی هم شکل های مختلفی داره!!ولی خب داره دیگه.
اجراهای زیادی از نمایشنامه خوانی دیدم از جشنواره گرفته تا اجراهای هفتگی اما هیچ وقت به یه ساختار یا شکل مشخصی نرسیدم.
خودم به شخصه از خوانش خوشم میاد مخصوصا وقتی یه نمایشنامه خوب خوانش بشه.
اما هنوز یه سوال واسم باقی مونده و اون چرا وقتی یه خوانش تموم میشه میگن شما فقط خوانش انجام دادی و باز به مسئله قبلی بر می گردیم که این صحبت ها بر مبنای چه تعریفیه.
یکی از دوستان خوبمون آقای غدیرزاده ازاهواز مطلبی رو در مورد خوانش گفتن:
متاسفانه امروزه تعریفها یا بهتر بگم شکلهای اجرای متفاوتی از نمایشنامه خوانی رایج شده که شاید با شکل اصلی و واقعی اون فرق داشته باشه. و اما شما درست میگید هدف اصلی در نمایشنامه خوانی خوانش متنه به هر صورتی و شکل اجرا مختص تفکر کارگردان و یا بهتر بگم سرپرست تیم نقش خوانهاست. معمولاً برای نمایشنامه خوانی نشستن در پشت یک میز رو به تماشاچی و خواندن از روی متن توصیه میشه . حالا پخش کردن موسیقی و نور و قدم زدن و نزدیک شدن به شکل اجرای رادیویی رو هم من دیدم که متاسفانه اصلاً نمیشه به اون نمایشنامه خوانی گفت.
و حامد خوانساری هم گفته:
امیدوارم به علت سختی اجرای صحنه ای رو به نمایشنامه خونی اون هم از نوع خوندنش فقط نرسیم.
تا قبل از اینه پرونده خوانش رو ببندیم خیلی دوست دارم نظرات شما رو هم بدونم.
از خوانش تا خوانش...
صحبت های جلسه نقد و بررسی نجوا های شبانه باعث شد رو این قضیه بیشتر کار کنم نمایشنامه خوانی
واقعا نمایشنامه خوانی چه تعریفی داره که هر کس بنا به علاقه و سلیقه و نگرش خودش به خوانش داره یک تعریفی در موردش ميگه
اینطور که از قدیم معلومه یک نمایشنامه نویس متنی رو آماده می کرده و اون رو خودش یا به وسیله تعدادی همکار واسه همکاران دیگش می خونده (خوانش می کرده) و حالا ما به نمایشنامه خوانی امروز رسیدیم
قبول دلرم هر چیزی قابلیت به روز شدن رو داره اما این نمایشنامه خوانی امروز در چه چهارچوبی قرار گرفته و ایآ قانون مشخصي داره...!
خب نمايشنامه خواني هر طور كه باشه داره انجام ميشه اونم اين روزها زيا و اين بد نيست اما بايد در موردش كاري كرد كه شايد شكلش خيلي بهتر از اين بشه و خيلي خيلي هدفمندتر از قبل.
از اين به بعد در اين مورد بيشتر حرف ميزنيم و اميدوارم شما هم كمك كنيد...
سالی که نکوست از بهارش پیداست...
این جریان آب وهوای خوب بهاری تو عید خیلی جذاب بود اما این آب و هوا بعد از تعطیلات هم ادامه داشت و یه طورایی هم الان ادامه داره هوایی الان دیگه نزدیک شده به هوای زمستون خلاصه اینکه مشکل آب و هوا نیست مشکل اینجاست همیشه هر وقت هوا این ور سال خوب بوده به جاش اون ور سال به صورت دیوانه کننده ای گرم میشه.
حالا بر گردیم به تئاتر از قضا الان هم تقریبا تئاتر داره رو به شلوغی میره
۰تو مشهد) که تو اردیبهشت بیشتر هم میشه.
از جشنواره های نمایشنامه خوانی گرفته که این طور که معلومه امسال خوانش زیاد خواهیم داشت!! تا اختتامیه دو سالانه که اوایل اردیبهشته و روز جهانی تئاتر ایرانی ها و باز یه چند شب اجرا و جشنواره منطقه ۹...وچیزایی دیگه که قرار انجام بشه.
این اتفاقات هیچ کدمون بد نیست اتفاقا خوب هم هست اما نگران گرمای دیوانه کننده ای تئاتر هم هستم
می ترسم این شلوغی که از پارسال خیلی بیشتره منجر به برهوتی در تابستان تئتر مشهد بشه اتفاقی که پارسال به شکل بدی تو مشهد افتاد (چندین ماه هیچ اجرایی نداشتیم) والبته باز امیدواریم این اتفاقات جنب و جوشی رو ایجاد کنه که تا پایان سال هم ادامه داشته باشه...
و طبق معمول همچنان امیدواریم...
آخرین روزهای سال خیلی سریع داره می گذره
سالی که محمدرحمانیان-آتیلا پسیانی-فاطمه نقوی - انوشیروان ارجمند-برزو ارجمند و محمد چرمشیر به دعوت حوزه هنری اومدن مشهد
سالی که من با عاشقستان باز هم اجرا داشتم
سالی که مشهد با ۴تا نمایش رفت فجر
سالی که ۲تا نمایش از مشهد وارد جشنواره دانشگاهیان شد
سالی که دوست داشتیم تئاتر بیشتر باشه ولی نبود
سالی که نمایش های خیابانی باز هم مثل پارسال برگزار شد
سالی که چند ماه اول سال تئاتر گم شده بود
سالی که دو سالانه مشهد برگزار شد
سالی که نماشنامه نجواهای شبانه محمد چرمشیر با فرازونشیب های زیاد بالاخره جلوی خودش خوانش شد که جا داره اینجا از همه ی بچه های تیم خوانش تشکر کنم
سالی که شاید واسه تئاتر زودتر از سالهای پیش گذشت
سالی که داریم طبق معمول با آرزو و امید درباره تئاتر تمومش میکنیم.
و یک سال دیگه داره میاد که امیدورام سالی ...
و همه امید داریم که شاید شاید آینده از آن ما باشه...
این طور که از اخبار پیداست بازبینی نمایش های جشنواره دانشگاه آزاد منطقه ۹به پایان رسید
البته فقط بازبینی های نمایش های خارج از مشهد انجام شد
بازبینی های جشنواره بر عهده محمد جهان پا ـ رضا احمدی و آقای هاشم آبادی بود
سه روز خاطره انگیز با حضور آتیلا پسیانی و فاطمه نقوی در مشهد ـ حوزه هنری ـ پاتوق تئاتر ـ ورکشاپ های بازیگری و ...
طبق برنامه قبلی آتیلا پسیانی و فاطمه نقوی ۴شنبه گذشته وارد مشهد شدن و با یک ورکشاپ سه روزه این سفر به پایان رسید
من که به شخصه تو این سه روز چیزای زیادی یاد گرفتم که امیدوارم این سه روز واسه همه همینطور مفیدبوده باشه.
حضور آقای پسیانی به قدری خوب بود که فکر می کنم تو روحیه ی بچه ها هم تاثیر مثبتی گذاشته بود
امیدوارم از این اتفاقات بازم بیفته...
|
كارنامه هنري دكتر علي رفيعي | |
|
سرانجام طلسم نمايش اجرا نكردن دكتر علي رفيعي شكسته شد و به دعوت مركز هنرهاي نمايشي اين كارگردان فرهيخته و مجرب از آبان ماه تمرين شكار روباه را براي بار دوم و به طور جدي آغاز كرد .هدف اوليه اين بود تا از اين طريق به جشنواره بيست وهفتم تئاتر فجر برود و بعد از آن نيز اجراي عمومي اش را در بهمن و اسفندماه 87 ادامه دهد. |
|
ادامه مطلب
چند وقته پيش خبر هايي رسيد حاكي از اينكه طرحي به نام "طرح دو سالانه ي تئاتر مشهد " برگزار خواهد شد و نمايش هاي 2 سال اخير مشهد در اين طرح اجرا خواهد شد .
يك طرح خوب با تبليغات خوب و سالن هاي خوب و بليت فروشي خوب و احتمالا استقبال خوب و... خلاصه همه چيز خوبه خوب .
خب داريم كم كم به روز هاي شروع اين طرح نزديك ميشيم كه خبر هاي جالب تري شنيده ميشه ، نمايش هاي يك سال اخير هم در طرح حضور دارند و بعد از مدتي معلوم شد كه نمايش هاي 6 ماه اخير هم اجرا ميشه و تازه اينطور كه پيداست نمايش هاي 1 ماه اخير هم حضور دارن و فكر مي كنم كم كم به نمايش هاي 2 هفته ي هم مي رسيم و تمام اينها در طرح دو سالانه ي مشهد اجرا ميشه .
و خبر جالبتر اينكه سالن خوب هم شايد نداشته باشيم البته تئاتري هاي مشهد كه عادت دارن.
اميدوارم با اين اوضاعي كه داره كم كم پيش مياد لااقل اين طرح اجرا بشه .
