تاريخ: 25/7/88
جناب آقای دکتر کشن فلاح
ریاست محترم مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری کشور
با سلام
مدت مدیدی است که بحث جشنواره ها ، نقل مجلس اکثر محافل ، روزنامه ها و مسئولین هنری کشور است و در رد یا قبول آن هر روز حرفهای زیادی می زنند . از اینکه جشنواره هنر برای هنر است و مسبب دوری مردم از هنر ، یا اینکه فرصت است یا تهدید ، محرک است یا بازدارنده ، رقابت است یا تخریب و … هر دم سخنی تازه به میان می آید و به قوام نرسیده ، تمام می شود.
اما اینها همه ، تنها و تنها در پایتخت مفهوم و مصداق دارد. شما آنجا می توانید روزها و ماه ها و حتی سالها بنشینید و در این باره بحث کنید و به نتیجه برسید یا نرسید .
اینجا ، در شهرستان ، داستان چیز دیگری است …
اینجا ، قوه ی محرکه ی گروه های تئاتری جشنواره است . اینجا ، هدف و غایت آمال ، لوح و تندیس است و تنها منبع درآمد ، سکه و جایزه !
اینجا ، بقاءِ هنرمند تئاتر در شرکت در جشنواره ها خلاصه می شود نه اجرای عمومی و یا هر چیز دیگری.
اینجا جشنواره نباشد ، تئاتر نیست !
و ما اینجا تئاتر کار می کنیم . در شهری بدون سالن تئاتر ، فاقد هر گونه امکانات جهت اجرا و یا حتی تمرین تئاتر، بدون درآمد ، دستمزد و اعتباری !
و ما به مدد چیزی شبیه معجزه ادامه می دهیم . ادامه می دهیم به امید جشنواره ای ، که امسال قرعه به نام جشنواره ای سراسری و معتبر افتاد.
جشنواره ای به نام « ماه ».
داستان تازه ای نیست … متن نمایش فرستاده می شود ، در بازخوانی قبول می شود ، گروهی متشکل از 15 بازیگر به اضافهی طراح و کارگردان و … قریب به دو ماه هر روز در اتاقی کوچک عرق میریزند و تمرین می کنند . موسم بازبینی فرا می رسد و نمایش با اما و اگرهای زیادی پذیرفته می شود… اما با وجود همه ی مواردی که در اهمیت جشنواره برای گروه شهرستانی ذکر شد ، گروه تصمیم به انصراف از جشنواره میگیرد!
انصرافی که برای گروه نمایش « وین راه بی نهایت » و حوزه هنری استان بسیار گران تمام خواهد شد به طور حتم دلایل گفتنی و ناگفتنی متقنی دارد که ذکر برخی گفتنی های آن ، جهت اطلاع حضرت عالی ، انگیزه ی نوشتن این نامه شد .
الف - بازخوانی
نمایشنامه « وین راه بی نهایت » نوشته ی استاد عزیزمان نصرا… قادری ، در مرحله ی بازخوانی جشنواره ی ماه «قبول» شد و این « قبول» یعنی اینکه متن مردود نیست و حتی مشروط هم نیست و باز این یعنی اینکه کلیت نمایشنامه مادامی که به صورت نوشتار است کاملا ً مقبول هیأت محترم بازخوانی قرار گرفته است و بحثی در آن نیست که اگر غیر این می شد جای تأمل بود چرا که این نمایشنامه به همت خود حوزه هنری به زیور طبع آراسته گشته است.
بنابراین ، متن بدون اصلاحیه یا قید و شرطی پذیرفته می شود و ما با خاطر جمع شروع به تمرین می کنیم .
اما ، در بازبینی ، هیأت محترم ، شروع به ایراد گرفتن از متن می کنند که از هم گسیخته است و مبتلا به اطناب ممل و چه و چه ، و حتی معترض می شوند که چه کسی این متن را پذیرفته است !!؟
حرفی نیست … اما چرا همین موارد در مرحله ی بازخوانی به گروه ابلاغ نمی شود تا در طول تمرینات تمهیدی برای آن اندیشه شود ؟
تصور می کنم این حداقلِ هدف و منظور از وجود چنین مرحله ای در جشنواره هاست …
ب - بازبینی
در طول ده سال کار حرفه ای و شرکت در جشنواره های متعدد و معتبر داخلی و بعضا ً خارجی ، ندیده و نشنیده ام که هیأت بازبینی ، متشکل از دو نفر بوده باشد !
حضور دو نفر درهیأت بازبینی بدان معناست که قرار نیست رأیی داده شود ، بلکه قرار است هیأت محترم در رد یا قبول یک اثر با هم کنار بیایند و یکی نظر دیگری را بپذیرد .
اما موضوع بسیار پیچیده تر می شود وقتی خبر میرسد که در بعضی استان ها ، اصلا ً هیأتی وجود نداشته بلکه تنها یک نفر زحمت بازبینی آثار را به عهده گرفته است !!
و نکته ی جالب تر اینکه تمام آثار استانهای کشور نیز توسط همین دو یا یک نفر بازبینی شده است !
جناب آقای دکتر؛ آیا انتخاب آثار در سطح یک کشور تنها با سلیقه یک و یا دو نفر ، کار منطقی و پسندیده ای است؟
آیا با گماشتن یک و یا دو نفر در انتخاب آثار ، عدالت را برقرار کرده اید؟
اگر موضوع صرفه جویی است ، پس داوری نهایی را نیز به عهده ی همین دو نفر گذاشته و خیال همه را راحت کنید !!
ج – اعلام نتایج
به اطلاع حضرت عالی میرسانم ، نمایش « وین راه بی نهایت » در تاریخ 19/6/88 – مصادف با شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان ( ! )- توسط هیأت دو نفره ، بازبینی شد . در آن روزها ، اخبار غیر موثقی ، خبر از اعلام نتایج تا حداکثر آخر شهریور می داد .
ناگفته می دانید که تأمین اعتبار توسط حوزه هنری استان جهت تهیه ی عناصر شاکله ی تئاتر اعم از دکور ، لباس ، موسیقی و … منوط به پذیرفته شدن در جشنواره است . پس اگر اخبار صحیح می بود و اگر پذیرفته می شدیم ، نزدیک به بیست و سه روز برای تمرین ، ساخت دکور و آکسوسوار ، دوخت لباس و … فرصت می داشتیم . بنابراین ، موقتا ً تا اعلام نتایج تمرینات تعطیل شد .
بعد از گذشت یک هفته ، اخبار موثقی در سایت مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری حکایت از ادامه ی بازبینی ها تا ششم مهرماه داشت . چاره ایی جز صبر کردن نداشتیم …
ششم مهر هم خبری نشد و روز نهم مهرماه خبر جدیدی از حوزه رسید : اعلام نتایج به چهاردهم مهر موکول شده است !
تعطیلات طولانی می شد و ما در شش و بش … ! اگراز روز اول می دانستیم که باید این همه مدت منتظر باشیم ، به جای تعطیلی ، حتما تصمیم دیگری اتخاذ می کردیم . اما هنوز امید وجود داشت … در صورت حضور در جشنواره ، نه روز برای آماده سازی وقت باقی بود .( زمان زیادی است … !!)
چهاردهم مهر، قرار شد پانزدهم از طریق سایت آثار پذیرفته شده به اطلاع برسد که نرسید و ما تلفنی مراتب را پرس و جو کردیم که فرمودند متأسفانه پذیرفته نشده اید !
اعتراض کردیم ، قرار شد بررسی مجدد شود و این تجدید نظر ، چند روز دیگرهم به طول انجامید و بالاخره صبح روز هجدهم مهر ، متوجه شدیم مقبول جشنواره افتاده ایم ، آنهم نه از طریق سایت یا اعلام رسمی و … ، بلکه طی تماسی تلفنی که اسامی گروه را درخواست میکرد !!
و ما بعد از گذشت سی روز از بازبینی و تعطیلی که مسبب آن عدم اطلاع رسانی مناسب جشنواره بود ، شش و یا هفت روز فرصت داشتیم تا با حوزه هنری قرارداد ببندیم ، کار را با وقفه ای یک ماهه در نا کجا آبادی تمرین کنیم و به حد اجرا در جشنواره برسانیم ، دکور بسازیم ، لباس بدوزیم ، آکسوسوار تهیه کنیم و …
جناب آقای دکتر ؛
آیا تا کنون این گونه تئاتر به صحنه برده اید !!؟
د – برگزاری جشنواره و …
نمایشنامه ی « وین راه بی نهایت » را حوزه هنری منتشر کرده ، در تالار اندیشه به صحنه رفته ، سه نسخه متن برای هیأت بازخوانی ارسال شده و سه نفر از اساتید کرام آنرا مطالعه نموده اند . پس دیگر بسیار بعید به نظر می رسد اگر کسی در آن حوزه از تعداد زیاد کارکتر و حجم بالای کار بی اطلاع باشد !
زمانی که کار پذیرفته می شود ، استنباط ما این است که از جمیع موارد مقبول افتاده است ، نه اینکه بعد از دو ماه تمرین طاقت فرسا ی گروهی بیست نفره ، طراحی میزانسن ها و نهایتا ً شکل گرفتن کار ، از کارگردان خواسته شود جمعیت گروه را به ده نفر تقلیل دهد … آنهم ظرف مدت یک هفته !!
کم کردن بازیگران نا شدنی و غیر منطقی است لذا باید از مابقی بخواهیم در تهران جایی برای خود دست و پا کنند و اطراف هتل و رستوران آفتابی نشوند !
اما این آخرین بری نیست که از باغ پر برگ و بر جشنواره ماه میرسد .
مطلع می شویم که گروه قلع و قمع شده ی « وین راه بی نهایت » روز دوشنبه ، 27 / 7 / 88 ، ساعت چهارده پذیرش می شود و روز سه شنبه ، 28/7/88 ، ساعت پانزده ، گرد راه از رخ نگرفته اجرا خواهد داشت و لابد می بایست عرق اجرا خشک نشده ، راه برگشت در پیش گیرد که با احتساب مسیر چهارده، پانزده ساعته ی مشهد – تهران ، بیشتر از ساعات حضور در جشنواره ، در قطار یا اتوبوس خواهد بود !!
نکته ی قابل تأمل دیگر اینکه سالن پیش بینی شده جهت اجرا ، به هیچ وجه با تعداد بازیگران و حجم دکور نمایش سنخیت ندارد و سؤال من از هیأت محترم بازبینی این است که فرم مشخصات نمایش- حاوی تعداد بازیگران و در پیوست ،طرح سه بعدی دکور نمایش ( از چند زاویه مختلف ) – تنها برای حساب و کتاب هزینه هتل و ژتون غذا کاربرد دارد !؟
بس کنم که این همه ، گوشه ای از جشنواره ی « ماه » است … البتن ، ماه در محاق !!
و من تنها بسان آیینه ای …
آیینه چون نقش تو بنمود راست خود شکن ، آیینه شکستن خطاست !
جناب آقای دکتر کشن فلاح ؛
هنرمندان شهرستانی،به همان نسبت که از پایتخت دورند ، سزاوار توجه ، احترام ، یاری و همراهی بیشتری هستند اما متأسفانه در جشنواره هایی که در تهران برگزار می شود،درست عکس این قضیه رفتار می شود...!
باری ؛ حضور در دو دوره ی اخیر جشنواره ی ماه و آشنایی با شکل برگزاری و مهمان نوازی حوزه هنری ، به خصوص در دوره ی گذشته – سال 1387 - ، به علاوه ی موارد ذکر شده ی فوق – که به زعم اینجانب به هیچ وجه شایسته ی نهادی نیست که زیر نظر مقام معظم رهبری ( مد ظله العالی ) فعالیت میکند – دلایل انصراف ما از جشنواره شماست . بگذارید یک بار برای همیشه این نا مهربانی ها را برنتابیم ؛ باشد که فرجی شود ...!!
اما جناب آقای دکتر؛
در پایان یادآور میشوم ، اینجانب به همراه گروه و مساعدت حوزه هنری خراسان رضوی ، تمام مساعی خویش را به کار خواهیم بست تا نمایش « وین راه بی نهایت » در مشهد به اجرای عموم برسد وآن وقت حتما ً از شما وهیأت همراه دعوت به عمل خواهیم آورد که با عزت و احترام ، چند روزی مهمان گروه ما و حوزه هنری باشید تا از نزدیک به صدق گفتار حقیر و حق پایمال شده ی گروه ، پی ببرید .
آن زمان ، زیاد دور نیست …
با احترام- رضا احمدی
کارگردان نمایش « وین راه بی نهایت »
رونوشت
جناب آقاي سيدجواد رفائي- سرپرست محترم حوزه هنري خراسان رضوي جهت استحضار
جناب آقای دکتر بنیانیان- ریاست محترم حوزه هنری جهت استحضار .
جناب آقای مصلحی- مدیر کل محترم امور استان ها جهت استحضار .

پاتوق این هفته ی هنرمندات تئاتر
خوانش نمایش بر پهنه دریا
نویسنده : اسلاومیر مروژک
تنظیم برای اجرا ء : محمد جهانپا
میدان تقی آباد حوزه هنری خراسان رضوی تماشاخانه اشراق
تاریخ ۱۶/۱۱/۸۷ ساعت ۵ عصر
نمایش شبزدگان و بازی من در نقش سامان
برای دین مجموعه کامل عکسها لطفا به وبلاگ شخصی من مراجعه کنید .
در روز های سرد آذر ماه پاتوق هنرمندان در قرار چهارشنبه هایش پا برجاست و اشتیاق و حضور پررنگ علاقمندان به تئاتر گرمایی است مطبوع برای فراموش کردن هوای سرد اطرافت .
این هفته پاتوق میربان سروش طاهری بود با موضوع تجربه ی بازیگریی نیمه حرفه ایی که با استقبال همه ی بچه ها روبه روشد
اینم یه عکس از جمع خودمونی ما بعد از پاتوق و بعد از خوردن شیر موز انهم در هنگام بارش باران

سالها پیش همواره در این فکر بودم که چگونه می شود با استفاده از چهار چوب ، گونه های متنوع و اصیل نمایشهای ایرانی با نسل جوان ارتباط برقرار کنم – تا اینکه اویل سال 87 طرحی را برای سازمان فرهنگی و تفریحی شهرداری مشهد ارایه کردم با محوریت نقل نمایشی داستانهای ایرانی و در آن شرح دادم که چگونه می توان با هنر اصیل نقالی و با استفاده از پرده ای نقش بسته از تصاویر داستانهای کهن ایرانی ، می شود بار دیگر این هنر را نزد کودکان و نوجوانان احیاء کرد .
اما در این میان چگونگی و تصاویر پرده ی مااهمیت فوق العاد های داشت تا جایی که با تشکیل یک تیم اجرایی از دانشجویان در حال تحصیل در رشته گرافیک و طراحی صنعتی برای خود سوالهای متعددی را طرح کردیم که به شیوه ای مدرن جهت شروع کار برسیم
همانطور که گفتم تصویر برای ما مهم بود گويي تصاوير خلاقانه به ويژه در قصه ها، حكم كيميا را دارد كه رؤياپردازي و اخلاق گرايي را در كودكان پرورش مي دهد. وقتي قرار است تراژدي يك دختر بچه در قالب شخصيت يك «پري» نقل شود تا كودك با آن انس بگيرد و فقر و فلاكتش را به هيچ انگارد، اين معجزه تصوير است كه او را ترغيب مي كند با ما همرا ه شود
روانشناسان كودك نيز در آثار متعدد خود آورده اند:« كودك نيازمند حرف زدن از طريق تصوير است و تصاوير ابزاري براي يادگيري و سرشار كردن ذهن و آرامش رواني كودك است
و با همه این پرسش ها بالاخره کار اجرایی شد و از ابتدای آبان ماه تا پایان آذر با هفت مجلس نقل در میان کودکان و نوجوانان شروع به کار کردیم تا به گونه ای همه ذهنیات و پرشهایمان را در یک بازده زمانی به نظاربشینیم امیدوار فرصتی پیش بیاید که تجربیات به دست امده را در وبلاگ برایتان ارائه کنم
اسامی دوستانم که با من همراه هستند ناهید جلالیان . مینا بابایی . شیما دادخواه . لیلا اکبری . علی کرامت . فرامرز نحوی . نوید عشیق . علی شفیعی . بهروز رحیمی . رضا احمدی . میثم نویریان 
محمد بهاران به همراه گروه اجرائیش سه اپیزود // برادری برابری ، ایالات متحده امریکا ، و نایژه // را در پاتوق هنرمنان تئاتر حوزه هنری خوانش کردن که به اعتقاد من بسیار ساده و روان بودبرای یک گروه دانشجویی اما در این بین دقت در تحلیل متن برشای بازیگران از سوی او به عنوان کارگردان دچار نقصهای فراوانی بود که امیدوارم در کارهای بعدیش دقت لازم را داشته باشد
و در پایان باید به رفقای تازه وارد گروه پل یه خوش آمد جانانه بگم
محمد بهاران ، احمد خرم طوسی ، مجید ظریف ، مصطفی عطاران ، و به خصوص الهام پرهیزکار که یک پدیده خواهد بود برای تئاتر مشهد

یک سال گذشت
یک سال از آن همه سر مستی و عشق
یک سال از جشنواره تئاتر ماه
یک سال از جشنواره منطقه ای تئاتر فجر
و باز بار دیگر عاشقستان بر روی صحنه جاری خواهد شد
با یک سال تاخیر درششمین جشنواره تئاتر رضوی آبان 87 بخش میهمان - خراسان شمالی

دیشب بالاخره جشنواره پنجم نمایشنامه خوانی هم بر روی خطا پایان کاری خودش قرار گرفت و حسن ختام اونهم اجرایی نمایش محمد رضا رسولی بود به نام ( شب بخیر مادر ) نوشته مارشا نورمن و با بازی مهسا آبیز( جسی ) – اکرم مولا نزاد (مادر) و ندا کوهی( اکت خوان ) باید بگم که بازی مهسا آبیز در این نمایش واقعا خوب بود و معتقدم که مهسا یکبار دیگه تونست به خودش ثابت کنه که اگه بخواد میتونه به عنوان یکی از بهترین بازیگرهای تئاتر مشهد باشه ، همچنین محمد رضا ی عزیز که راه درست رو در مسیر زندگی هنریش پیدا کرده و این پشت کارش بهترین عامل موفقیتش خواهد شد ،
چند وقتی است که در حوالی گروه همان اتفاقات نوی در حل رخ دادن است و اینبار شوق و سرمستی ما از این است که بالاخره به این نکته رسیدیم که در کنار هم بودن را چطور تفسیر کنیم و چطور به معنای واقعی یک گروه در کنارهم بیاموزیم
و این نکته در ذهن من که آینده از آن ما خواهد بود اگر ........


ادامه ی عکسها را با کیفیت مطلوب در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
وي به موفقيتهاي اين دفتر اشاره كرد و گفت: سال گذشته نمايش «عاشقستان» به تهيهكنندگي حوزه هنري آماده نمايش شد. كه متاسفانه در جشنواره رضوي اين نمايش مرتبط با حضرت رضا عليه السلام، بود در بازبيني اوليه توسط دوستان پذيرفته نشد و اين در حالي است كه در جشنواره سراسري تئاتر ماه و جشنواره منطقهاي فجر مقام اول را از آن خود كرد. رفائي از اينكه «عاشقستان» فروردينماه امسال بسيار غريبانه و براي تعداد انگشتشمار تماشاگر اجرا شد اظهار تاسف كرد و گفت: مشكل تئاتر ما كلي است و فقط مربوط به يك شهر و استان نيست.
رئيس حوزه هنري استان در ادامه به آموزش تئاتر اشاره كرد و گفت: در سال جاري به آموزش توجه جدي خواهيم كرد و در نظر داريم براي فصل تابستان و اوقات فراغت دانشآموزان ساختمان آموزش مجهزي را آماده كنيم و در آن به آموزشهاي هنري از جمله تئاتر پرداخته شود و اين كار را به صورت برنامهريزي شده و مداوم انجام دهيم.
در ادامه محمد رحمانيان در سخناني ضمن اظهار تاسف از عدم استقبال تماشاگران تهراني از نمايش عاشقستان گفت: اگر نمايشي با اطلاعرساني خوبي همراه شود حتماً از سوي تماشاگران استقبال ميشود و من بخش عمده تعداد كم تماشاگر اين نمايش را ضعف در اطلاعرساني ميدانم.
وي بابيان اينكه همانگونه كه هنرمندان شهرستاني اظهار علاقه ميكنند در تهران نمايش اجرا كنند، هنرمندان تهران هم علاقه به اجراي نمايش در شهرستان دارند، گفت: اين در حالي كه به عنوان نمونه تئاتر «فنز» را به 3 شهر زاهدان، اصفهان و اهواز درخواست داديم و حاضر بوديم بدون هيچ دستمزدي اجرا كنيم اما با ما همكاري نكردند.
رحمانيان در ادامه گفت: مشهد شهر بزرگي است و از خاستگاههاي بزرگ فرهنگي در سدههاي مختلف بوده و در حال حاضر هم، هيچ از تهران كم نميآورد. اما همه انتظارات نبايد به داريوش ارجمند و رضا صابري ختم شود.
وي افزود: بايد شاهد گروههايي با سواد و محكم باشيم. بسياري از كساني كه در گروه من كار ميكنند از شهرستانها هستند. دور هم جمع شدن، صحبت كردن و با هم تئاتر ديدن و از دل اينها طرح تئاتر استخراج كردن، خيلي پرهزينه نيست و جاهايي مانند حوزه هنري و دوستاني كه درس ميخوانند ميتوانند هستههاي يك نيروي خوب تئاتري را ايجاد كنند.
اين نويسنده و كارگردان برجسته كشور در ادامه پاسخگوي سوالات حاضرين بود و در پاسخ به سوالي كه آيا تئاتر ما در مقايسه با تئاتر جهان حرفي براي گفتن دارد گفت: با تمام اتفاقات بد و نازيبايي كه رخ ميدهد، اما هنرمندان در شهرهاي مختلف كارهاي بزرگ و زيبايي انجام ميدهند و تئاتر ما هم حرفي براي گفتن در جهان دارد.
وي در پاسخ به اينكه چرا نمايش عاشقستان كه برگزيده تئاتر منطقهاي فجر بود در بخش جانبي جشنواره بينالمللي فجر اجرا شد، گفت: من هم به شيوه اجرايي تئاتر فجر امسال اعتراض كردم و اميدوارم همانطور كه كارگردانهاي ايراني هم آمده بود كارگردانهاي ايراني پيش پاي كارگردانهاي خارجي قرباني شدند و اميدوارم روزي برسد كه شناسنامه كارگردانهاي ايراني به اندازه پاسپورت كارگردانهاي خارجي مهم تلقي شود.
اجراي مراسم نقاليخواني گوشهاي از نبرد رستم و سهراب، پخش نماهنگ، پخش قسمتهايي از تئاترهاي «مسافران» و «فنز» و قرائت پيام روز جهاني تئاتر از ديگر بخشهاي اين مراسم بود.
همزمان با اين مراسم نمايشگاهي از پوسترهاي تئاتر در نگارخانه اشراق حوزه هنري برپا شده است.
|
| ||||
هوا سرد بود و پس از دو روز تعطيلي ناشي از برف شديد به حوزه آمدم. دو برنامه مهم در تقويم كاري حوزه براي چهارشنبه آمده بود. برگزاري مسابقه خوشنويسي و بزرگداشت اكبر رادي نمايشنامهنويس فقيه كشور كه حال و هواي حوزه را دگرگون كرده بود. از آنجا كه دو روز تعطيل شده بود برنامهها عقب افتاده و حال براي جبران آن همه به تكاپو افتاده بودند. خانمي در تماس با روابط عمومي از برگزاري بزرگداشت رادي با توجه به هواي سرد پرسيد كه اطمينان دادم در بعدازظهر برگزار خواهد شد. بعدازظهر نيز همچون صبح تكاپو و فعاليت در تكتك بچهها مشاهده ميشد. در نگارخانه اشراق با حضور 47 نفر مسابقه خوشنويسي برگزار می شد و در تماشاخانه اشراق جمعي كم اما علاقمند نشسته بودند تا مراسم آغاز شود. مطالعه جديدترين شماره تاك، سرگرمي چند نفر از آنان بود. سرانجام پس از 45 دقيقه تاخير مراسم در ساعت 17:45 دقيقه با جمعي در حدود 25 نفر آغاز شد. پس از قرائت قرآن و پخش سرود ملي، مجري مراسم پشت ميكروفن قرار گرفت. سروش طاهري كه به تازگي هنرنمائيش در تئاتر عاشقستان و كسب افتخارات فراوان باعث خوشحالي بچههاي تئاتر و حوزه هنري شده، گفت: «جمع كثيري به مراسم دعوت شدند كه اين تعداد به تعداد اندك اما كثير به لحاظ فهم و انديشه هنري حضور يافتند.» با اينكه مراسم آغاز شده بود، اما هنوز آمادهسازي دكور ادامه پيدا كرد و صندلي را پشت ميز قرار داده و پنج شمع را كه در جلوي سن قرار داشت روشن كردند. مجري مراسم از رضا احمدي هنرمند جوان مشهدي دعوت كرد تا مطلبي را كه درباره تاريخچه زندگي اكبر رادي به قلم خودش در مجله صحنه زماني كه از وي تقدير شده به چاپ رسيده بود، بخواند و او آمد و خواند. مطلبي كه در حدود 25 دقيقه خواندش طول كشيد و كمي از حوصله برخي حضار خارج شد. مجري هم كه متوجه خستگي عدهاي شده بود، پخش نماهنگي تصويري از اكبر رادي را برنامه بعدي عنوان كرد. اما پس از اين نماهنگ كوتاه نوبت به عباس رثايي رسيد تا به اجراي چند دقيقهاي يكي از نمايشنامههاي اكبر رادي با عنوان «پايينگذر سقاخانه» بپردازد. او در ابتدا از اينكه 48 ساعت پيش از آن توسط محمد جهانپا به او اطلاع داده شده كه چنين برنامهاي را اجرا كند و ممكن است نتواند خوب از عهده اين كار برآيد، عذرخواهي كرد و گفت: «از روح بزرگ اكبر رادي كه به من اين اجازه را داد تا سهمي در بزرگداشت وي داشته باشم نيز سپاسگزارم.» او سپس به اجراي قسمتي از اين نمايشنامه پرداخت كه انصافاً نيز زيبا اجرا كرد. پس از اين اجرا، نوبت به رضا حسيني كارگردان تئاتر رسيد كه مجري با عنوان استاد وي را خطاب و دعوت كرد تا چند دقيقهاي از رادي سخن بگويد. اما حسيني، لفظ استاد را برنتابيد و گفت: «من استاد نيستم و خود را شايسته اين عنوان نميدانم.» وي سپس از اينكه بزرگ مردي را در عرصه درامنويسي ايران از دست دادهايم و همينطور از اينكه كساني كه در عرصه ادبيات نمايشي قلم ميزنند و صاحبان اصلي مراسم هستند، حضور ندارند، اظهار تاسف كرد و گفت: اگرچه آقايان اشكذري و خاتمي حضور دارند. اما حسيني از اينكه چنين مراسمي برگزار ميشود اظهار خوشحالي كرد و گفت: «رادي آنقدر بزرگ است كه بيرقي را در ادبيات نمايشي ما برافراشته كه تا تاريخ باشد، اين پرچم برافراشته خواهد بود.» وي افزود: «اولين نمايشنامه نويسي كه شناختم رادي بود و اولين نمايشنامهاي كه خواندم مرگ در پاييز وي بود كه هنوز تاثير آن را بر خودم حس ميكنم.» وي از اينكه به علت بزرگي رادي نميتواند از او زياد صحبت كند سخن گفت و افزود: «در توان من نيست و در حد يك سايه روشن ميتوانيم از او بگوييم و اگر كسي بخواهد راجع به او صحبت كند، بايد بينش و جهانبينياش به اندازه رادي باشد.« حسينی در ادامه از نويسندگان و نمايشنامهنويسان دهه 40 كه رادي هم از جمله آنها بود، از اينكه رادي تا پايان عمر نمايشنامهنويس ماند و غير از يكي دو كار، تمامي آثارش حال و هواي زادگاهش، رشت را داشت، سخن گفت و تصريح كرد: «مخالفين رادي هم اگر كارهايشان را بخوانيم به نوعي تحت تاثير وي هستند.» شمعها در حال آب شدن هستند. مراسم به پايان خود نزديك شد. مجري لوح تقديري را قرائت كرد كه حوزه هنري خراسان براي خانواده رادي در نظر گرفته است و پس از قرائت آن رفائي، رئيس حوزه هنري استان آن را به مهندس خاتمي رئيس انجمن نمايش مشهد داد تا به خانواده وي تقديم كند به همراه عكسي يادگاري كه تمامي حاضرين در مراسم به عنوان پايانبخش برنامه با هم انداختند. |
جمله ای کارگردان برای تاتر فجر
نه سال از بهترین لحظات جوانیم را به دنبال یافتن و در کش گذراندم و تا این لحظه هنوز برایم دست نیافتنی می نماید و این جمله بر زبانم که هنر تئاتر- هنری ایست شگفت انگیز
خلاصه داستان نمایش به همراه معرفی گروه اجرای نمایش
چند روزی به رسیدن عاشورا باقی مانده است . شهریار که یکی از خادم های حرم امام رضا (ع) است انتخاب شده است به صورت افتخاری به مدت یکسال در حرم امام حسین (ع) خدمت کند ، اما در این میان او به واسطه ای نذر همسرش // پخش هزار زیارت نامه عاشورا در حرم ظهر روز عاشورا // به دنبال راه حلی برای نرفتن به کربلاست – حال در این میان داستانهای مختلفی روی میدهد که زمینه ساز ترسیم شدن زندگی گذشته شهریار در نمایش میشود و تماشاچی در حین مرور زندگی شهریار و سارا راز نرفتن شهریار را می یابد .
در این نمایش سروش طاهری – کیوان صباغ – حسین طاهری – مونا اکبری – محبوبه سلطانی – امیر بشیری به عنوان بازیگر
و محمد علی نویریان طراح صحنه – محمود کریمی طراح نور – محبوبه سلطانی طراح لباس -رضا احمدی انتخاب موسیقی- خلیل محمدنیا و محمد مهدی رسولی به عنوان مدیر صحنه - محمد صادق زاده پوستر و بروشور - کیوان صباغ : نویسنده و دراماتورژ-با غلامرضا جهانپا به عنوان کارگردان همکاری میکنند ( گروه تئاتر پل )


به گزارش خبرنگار ايرنا، در اين جشنواره ۱۲اثر در بخش صحنه و يك اثر در بخش خياباني از استانهاي كشور در چهار سرسراي شهر كرمانشاه به نمايش در آمد. هيات داوران در پايان برگزيدگان اين جشنواره رابه شرح ذيل معرفي كردند:
بخش طراحي صحنه:
با ارايه تنديس جشنواره و لوح تقدير و مبلغ سه ميليون ريال " امين فاضلي " به خاطر طراحي صحنه نمايش " دين، راه بينهايت " از مشهد نفر اول شناخته شد. رتبه دوم را " علي مجيدپور" به خاطر طراحي صحنه نمايش " دخترك شب طولاني از تبريز كه لوح تقدير و مبلغ دو ميليون ريال دريافت كرد. رتبه سوم به " نير قادرزاده " به خاطر نمايش " آنسوي پل" از تبريز تعلق گرفت.
بخش طراحي لباس:
" سيامك دوراني " به خاطر طراحي لباس نمايش " درن، راه بينهايت " از مشهد به عنوان نفر برگزيده معرفي و لوح تقدير و مبلغ دو ميليون ريال دريافت كرد.
در بخش موسيقي تنديس جشنواره " مهدي احمدي " به خاطر موسيقي نمايش " پل " از قزوين با دريافت لوح تقدير و مبلغ سه ميليون ريال برگزيده شد.
بخش بهترين بازيگران مرد:
" امين ابراهيمي " بازيگر نمايش " خون و لجن " از استان لرستان موفق به دريافت تنديس جشنواره، لوح تقدير و مبلغ سه ميليون و ۵۰۰هزار ريال و كسب رتبه اول شد.
رتبه دوم همراه با لوح تقدير و مبلغ دو ميليون و ۵۰۰هزار ريال مشتركا به " غلامرضا جهانخواه، نمايش " راه بينهايت " و " سروش طاهري "، نمايش " پوتينهاي پايدار " هر دو از مشهد تعلق گرفت.
" مالك آبسالان "، نمايش " آنسوي پل " از تبريز و " سيامك ساعي"، نمايش " اين راه بينهايت " از تبريز مشتركا به كسب رتبه سوم و دريافت لوح تقدير و مبلغ يك ميليون و ۵۰۰هزار ريال شدند.
بهترين بازيگر نوجوان " محسن كوليوندي " به خاطر بازي در نمايش "كژال" از دهلران شناخته شد.
بهترين بازيگران زن:
رتبه اول، "نيلوفر مسعودي" به خاطر ايفاي نقش در نمايش " خون و لجن " تنديس جشنواره و مبلغ سه ميليون و ۵۰۰هزار ريال دريافت كرد.
رتبه دوم، به طور مشترك "پروين شايگان" با بازي در نمايش "فصل صبوري"از اردبيل و "مرضيه اسماعيلي" با بازي در نمايش " آه كودكم پشت در ماند " از چهارمحال و بختياري تعلق گرفت.
رتبه سوم مشتركا " به مينا رجب زاده، به خاطر نمايش " ايستاده در مه"از گنبد كاووس و " تارا ميرك" ، نمايش " آنسوي پل " از تبريز و " ژيلا شاهي" در نمايش " فصل صبوري " از اردبيل تعلق گرفت.
بخش بهترين نويسنده:
رتبه اول را " امين ابراهيمي" به خاطر نمايش "خون ولجن"از استان لرستان كسب كرد و تنديس جشنواره، لوح تقدير و مبلغ چهار ميليون و ۵۰۰هزار ريال پاداش گرفت.
رتبه دوم به " عماد عبادي " به خاطر نوشتن نمايش " ايستاده در مه " از گنبد كاووس تعلق گرفت و لوح تقدير و مبلغ سه ميليون ريال نيز دريافت كرد.
رتبه سوم نيز به " نادر ساعي" براي نويسندگي نمايش "آنسوي پل" از تبريز تعلق گرفت و لوح تقدير و مبلغ دو ميليون ريال هم دريافت كرد.
بهترينهاي بخش كارگرداني:
" مسلم سليمانيان چالشتري " به خاطر كارگرداني نمايش " خون و لجن " از لرستان حايز رتبه اول و تنديس جشنواره، لوح تقدير و مبلغ چهار ميليون و ۵۰۰ريال دريافت كرد.
رتبه دوم به "امين ابراهيمي" به خاطر كارگرداني نمايش " خون و لجن " از لرستان تعلق گرفت و لوح تقدير و مبلغ سه ميليون ريال دريافت نمود.
رتبه سوم مشتركا به " رضا احمدي براي نمايش " اين راه بينهايت " از مشهد و " مينا اكبري" براي نمايش " دخترك شب طولاني " از تبريز تعلق گرفت و هر كدام لوح تقدير و مبلغ دو ميليون ريال دريافت كردند.
هشتمين جشنواره نمايش سراسري بسيج كشور از پانزدهم تا هيجدهم آذر در كرمانشاه برگزار شد.
به گزارش خبرگزاري جمهوري اسلامي، هيئت داوران نوزدهمين جشنواره تئاتر منطقهاي، در بخش بروشور اين جشنواره لوح تقدير را به مهدي تقي زاده، طراح بروشور نمايش "شب محبوبه" از استان سيستان و بلوچستان اهدا كرد.
در بخش موسيقي، لوح تقدير و يك ميليون ريال به عنوان جايزه دوم به محمد فرشته نژاد، آهنگساز نمايش "پرده خواني افلاك" از استان سمنان و ديپلم افتخار و يك ميليون و پانصد هزار ريال به عنوان جايزه اول به محمد نعيمي و بهشته صمد زاده، از گروه موسيقي نمايش "درآسمان آلاگل پرندهاي ميخواند" از استان گلستان داده شد.
در بخش طراحي صحنه، لوح تقدير به امين فرحي طراح صحنه نمايش "شب بيپايان فاخته" از استان خراسان شمالي اهدا شد.
همچنين جايزه سوم اين بخش شامل لوح تقدير و ۵۰۰هزار ريال جايزه نقدي به علي حاتمي نژاد طراح صحنه نمايش "بگذار گاهي آفتاب بر دريچه چشمانت ببارد" از خراسان رضوي و حمزه محمدي طراح صحنه نمايش "پرده خواني افلاك" از استان سمنان داده شد.
جايزه دوم طراحي صحنه نيز به محمد علي نويريان طراح صحنه نمايش "عاشق ستان"، از خراسان رضوي و جايزه اول طراحي صحنه به مهدي تقي زاده، طراح صحنه نمايش "شب محبوبه" از استان سيستان و بلوچستان اهدا شد.
در بخش نمايشنامه نويسي، جايزه سوم شامل لوح تقدير و يك ميليون ريال جايزه نقدي به هادي حوري نويسنده نمايشنامه "پرده خواني افلاك" از استان سمنان، علي حاتمي نژاد نويسنده نمايشنامه "بگذار گاهي آفتاب بر دريچه چشمانت ببارد" ازخراسان رضوي و علي عابدي نويسنده نمايشنامه "روي خط عابر پياده" از خراسان شمالي داده شد.
جايزه دوم اين بخش شامل لوح تقدير و يك ميليون و ۵۰۰هزار ريال جايزه نقدي به كيوان صباغ نويسنده نمايشنامه "عاشق ستان" ازخراسان رضوي و جايزه اول شامل ديپلم افتخار و دو ميليون و پانصد هزار ريال به مهرداد خزيمه نويسنده نمايشنامه "از اون بالا" از استان سيستان و بلوچستان اهدا شد.
در بخش كارگرداني، جايزه سوم به علي حاتمي نژاد كارگردان نمايش "بگذار گاهي آفتاب بر دريچه چشمانت ببارد" از خراسان رضوي و حسن سرچاهي كارگردان نمايش "پرده خواني افلاك" از استان سمنان داده شد.
جايزه دوم كارگرداني به حميدرضا كميلي خواه كارگردان نمايش "ازاون بالا" از سيستان و بلوچستان و جايزه اول به غلامرضا جهانپا كارگردان نمايش "عاشق ستان" از خراسان رضوي اهدا شد.
در بخش بازيگري نيز هيات داوران از هنرمندان پيشكسوت حسن رستماني، حاج يحيي ديواني، داود سعيدي، تورج قديرزاده، رضا خالدزاده و حسن گلپرور به دليل بازي در نمايشهاي جشنواره منطقهاي كشور تقدير كرد.
هيات داوران همچنين از محمد امين كرماني و مسعود رستميان بازيگران خردسال نمايش "پرده خواني افلاك" با اهداي لوح تقدير و ۵۰۰هزار ريال جايزه نقدي به هر يك از آنان تقدير كرد و از بازي محبوبه سلطاني، كيوان صباغ و امير بشيري در نمايش "عاشق ستان" قدرداني نمود.
جايزه سوم بازيگري مرد اين جشنواره به رضا زمان ناميان بازيگر نمايش "پرده خواني افلاك" از استان سمنان و حامد يزدي بازيگر نمايش "بگذار گاهي آفتاب بردريچه چشمانت ببارد" از خراسان رضوي داده شد.
جايزه دوم بازيگري مرد به حسين طاهري بازيگر نمايش "عاشق ستان" از خراسان رضوي و جايزه اول اين بخش به ناصر عاشوري بازيگر نمايش "از اون بالا" از سيستان و بلوچستان و سروش طاهري بازيگر نمايشهاي "عاشق ستان" و "بگذار گاهي آفتاب بر دريچه چشمانت ببارد" از خراسان رضوي اهدا شد.
دربخش بازيگري زن اين جشنواره لوح تقدير به فرشته حلاجيان و آرزو درخشان بازيگران نمايش "ديوان تئاتر آل" از خراسان رضوي داده شد.
جايزه سوم اين بخش به سميه شه بخش بازيگر نمايش "شب محبوبه" از سيستان و بلوچستان و زينب بهرامي نسب بازيگر نمايش "پرده خواني افلاك" از سمنان اهدا شد.
جايزه دوم بازيگري زن به مونا اكبري بازيگرنمايش "عاشق ستان" از خراسان رضوي و آناهيتا ريسباف بازيگر نمايش "شب محبوبه" از سيستان و بلوچستان داده شد.
هيات داوران هيچيك از بازيگران زن اين جشنواره را حائز رتبه اول ندانست هيات داوران همچنين دو نمايش "از اون بالا" از استان سيستان و بلوچستان و "عاشق ستان" از خراسان رضوي را به صورت قطعي و دو نمايش "بگذار گاهي آفتاب بردريچه چشمانت ببارد" ازخراسان رضوي و "پرده خواني افلاك" از استان سمنان را به صورت مشروط براي راهيابي به جشنواره تئاتر فجر به دبيرخانه اين جشنواره معرفي كرد.
نمايشهاي سوم و چهارم منتخب نيز مشروط به بررسي و مقايسه با نمايشهاي منتخب جشنوارههاي منطقهاي ديگر شدند.
در اجراي جشنواره تئاتر منطقه سه كشور، ۱۲گروه تئاتر از هفت استان خراسان رضوي، خراسان شمالي، گلستان، سمنان، يزد، سيستان و بلوچستان و چهارمحال و بختياري به مدت پنج روز در بيرجند با يكديگر به رقابت پرداختنددو نمايش "از اون بالا" از استان سيستان و بلوچستان و "عاشق ستان" از خراسان رضوي را به صورت قطعي و دو نمايش "بگذار گاهي آفتاب بردريچه چشمانت ببارد" ازخراسان رضوي و "پرده خواني افلاك" از استان سمنان را به صورت مشروط براي راهيابي به جشنواره تئاتر فجر به دبيرخانه اين جشنواره معرفي كرد.
نمايشهاي سوم و چهارم منتخب نيز مشروط به بررسي و مقايسه با نمايشهاي منتخب جشنوارههاي منطقهاي ديگر شدند.
در اجراي جشنواره تئاتر منطقه سه كشور، ۱۲گروه تئاتر از هفت استان خراسان رضوي، خراسان شمالي، گلستان، سمنان، يزد، سيستان و بلوچستان و چهارمحال و بختياري به مدت پنج روز در بيرجند با يكديگر به رقابت پرداختند
| |||
|
به گزارش خبرگزاري فارس از مشهد، به نقل از حوزه هنري خراسان رضوي، جواد رفايي افزود: نوزدهمين جشنواره تئاتر منطقهاي كشور در منطقه 3 كشور با حضور استانهاي يزد، سمنان، گلستان، سيستان و بلوچستان و خراسان شمالي و رضوي در بيرجند برگزار شد. | |||
باید عرض کنم که باز هم گروه تاتر پل افتخار افرید اونهم در جشنواره کشوری بسیج که از تاریخ ۱۴ الی ۱۸ در کرمانشاه برگزار شد به این عناوین دست پیدا کرد
کارگردانی سوم : رضا احمدی
طراحی صحنه اول : امین فاضلی
بازیگری مرد دوم : غلامرضا جهانپا
و طراحی لباس منتخب : سیا مک دورانی
نمایش وین راه بی نهایت در انتهای راه خود و بالاخره پرونده این نمایش هم بسته خواهد شد
کیوان صباغ که به عنوان دراماتورژ مرشد و راهنمای من بود
رضا احمدی که از ابتدا با نقطه نظراتش همیشه با من بود
خلیل محمد نیا که پر توان و با تواضعش در طول اجرای نمایش کنارم بود
محمد رسولی که به واسطه داشتن مشغله ی درسی پا به پای من امد
و محمد علی نویریان طراح صحنه ای نمایش که میدانم از روز اول تمام فریاد زدنهای من را تحمل کرد
و در پایان مادرم و همسر مهربانم که مرا یاری و تحمل میکنند
دوستتان دارم
غلامرضا جهانپا آذرماه ۱۳۸۶
چند روزی به رسیدن عاشورا باقی مانده است . شهریار که یکی از خادم های حرم امام رضا (ع) است انتخاب شده است به صورت افتخاری به مدت یکسال در حرم امام حسین (ع) خدمت کند ، اما در این میان او به واسطه ای نذر همسرش // پخش هزار زیارت نامه عاشورا در حرم ظهر روز عاشورا // به دنبال راه حلی برای نرفتن به کربلاست – حال در این میان داستانهای مختلفی روی میدهد که زمینه ساز ترسیم شدن زندگی گذشته شهریار در نمایش میشود و تماشاچی در حین مرور زندگی شهریار و سارا راز نرفتن شهریار را می یابد .
در این نمایش سروش طاهری – کیوان صباغ – حسین طاهری – مونا اکبری – محبوبه سلطانی – امیر بشیری به عنوان بازیگر
و محمد علی نویریان طراح صحنه – محمود کریمی طراح نور – رضا احمدی – خلیل محمدنیا و محمد مهدی رسولی باغلامرضا جهانپا به عنوان کارگردان همکاری میکنند
این نمایش به مدت سه شب از 27/8/1386 در مجتمع شهید هاشمی نژاد راس ساعت 18 به روی صحنه می رود

* امير اطهر سهيلي
هيچ جا هيچ چيزي در اين باره كه چقدر تئاترهاي خوبي هر شب در سالنهاي مشهد اجرا مي شود، ننوشته اند. من هم به واسطه دوستانم مي شنوم و عهد مي كنم كه براي دست مريزاد و خسته نباشيد هم كه شده سري به اين اجراها بزنم.سالن خلوت است، انتظار ديگري نيست، با اين بي توجهي مسؤولان و رسانه ها فقط معجزه مي تواند مردم را خبر كند، با تعداد كم تماشاگران كار شروع مي شود و عجيب است كه جوانهاي مشهدي مي توانند كاري به اين عظمت را اين گونه به روي صحنه ببرند.
از مصاحبه با كارگردان صرفنظر مي كنم و ترجيح مي دهم نشستي با تمام عوامل تئاتر داشته باشم.
* آقاي احمدي! اول از خودتان به عنوان كارگردان شروع مي كنيم و در ابتدا طبق كليشه هميشگي، يك معرفي كوتاه.
احمدي: دانش آموخته فيزيك هستم كه هيچ ربطي به تئاتر ندارد، كار تئاتر را هم از دوران كودكي در تهران و با كار تعزيه شروع كردم و كار صحنه اي را هشت سال است كه انجام مي دهم. مهمترين كارهايم «عشق بازي با مرگ» و «بيژن و منيژه» است، در كار آخر آقاي صابري هم كه دستيارشان بودم. با دوستانم گروه هنري «پل» را زير نظر انجمن نمايش تشكيل داديم. اين كار هم يكي از كارهاي اين گروه است.
* وين راه بي نهايت زياد اجرا شده، اجراهاي ديگر را هم ديده ايد؟
احمدي: يك بار توسط دكتر عزيزي در تهران اجرا شده، در جاهاي ديگري هم كار شده، ولي به سرانجام نرسيده و اجرا نشده، در اصفهان تا مرحله بازبيني رفته كه رد شده و ديگر ادامه پيدا نكرده است. جاي ديگري هم اطلاعي ندارم.
* آقاي دكتر عزيزي هم اين نمايش را كاملاً مناسبتي كار كرد و بعد از اجراي آن در همان محدوده زماني پرونده نمايش را بست.
احمدي: نمايش ما هم براي يك مقطع بخصوصي كار شد، ولي به لطف بچه ها كار خوبي از كار درآمد و به سمت و سوي حرفه اي رفت و ما از اين اتفاق خجسته استفاده كرديم. نمايش در پنج جشنواره حاضر شد و موفق هم عمل كرد.
* از معضلات تئاتر در خراسان، نبود سالن و عدم استقبال مخاطب، بگوييد؟
احمدي: بسيار روشن است، به نظر من اين خانه از پاي بست ويران است! ما نمي توانيم بگوييم چرا در اين مقطع زماني تماشاگر نيست، اصل كار خراب است. بعضي ها در پاسخ اين سؤال مي گويند مردم شهرستان تئاتربين نيستند. مثالي مي زنم كه اين جريان را نقض مي كند. نمايش آقاي غريب پور در همين سالن و در همين نقطه شهر اجرا مي شود. هر شب پشت در بيروني مجتمع بيش از 100 نفر پشت در مي ماندند. خوب اين در مشهد و در همين دوره بوده، حالا بپرسيد اگر مردم تئاتربين نيستند، چرا اين اتفاق مي افتد؟ يا يك تئاتري كه در تالار هنر اجرا مي شود بعضي شبها به دو سيانس هم مي كشد و مردم يك ساعت پشت در مي ايستادند تا اجراي اول تمام بشود و براي اجراي دوم بليت تهيه كنند. ولي براي همين مردم اجرا گذاشته مي شود و مي بينيد كه فقط 10 نفر حاضر مي شوند. خب اين كم توجهي مسؤولان است، اگر به همه نمايشها چه نمايشي كه در مشهد هست و چه نمايشي كه از تهران مي آيد به يك ديد نگاه شود، تماشاگر واقعاً مي آيد. من مشكل اصلي را تبليغات مي دانم.
قاضي: در تهران مكانهايي وجود دارد كه مشخصاً در آنها هميشه اجراي تئاتر هست، و الآن چندين و چند سال است كه مخاطب خودش را دارد، ولي اكنون در مشهد حركتي براي اجراي ثابت صورت مي گيرد. اين مسلماً به گفته آقاي احمدي در درجه اول تبليغات را مي خواهد. خيلي كارها مي شود كرد، خيلي ها مثل روزنامه قدس و خراسان، بيلبوردهاي سطح شهر، شبكه تلويزيوني، شبكه راديويي، همه اينها مي توانند كمك كنند.
احمدي: واقعاً اين سالن جاي اجراي تئاتر نيست، اين محدوده شهر نسبت به نواحي ديگر مخاطب تئاتر كمتري دارد. اين قضيه البته اين قدر گفته شده كه الآن كليشه شده است.
جهان پا: همين امشب تعداد تماشاگر ما از تعداد بازيگر ما كمتر بود. ولي ما به عشق تماشاگر و به عشقي كه به تئاتر داريم تا آخرين لحظه نمايش بخوبي اجرا مي كنيم و كم هم نمي گذاريم. ما تئاتر را براي تئاتر دوست نداريم، تئاتر عشق ماست قسمتي از وجود ماست.
* حالا شما براي همين تئاتر چه كرده ايد؟ آيا اجراي پيش از اجراي خودتان را ديده ايد؟
احمدي:وقتي يكي از دوستان كار مي كند همه گروه براي تماشا مي روند. اگر مي بينيد كه براي اين تئاتر اتفاق مي افتد همزماني آن با نمايشنامه خواني است. 80 درصد تماشاگران ما خود بچه هاي انجمن نمايش هستند.
جهان پا: مشكل ما جشنواره نمايشنامه خواني نيست؛ مشكل ما تماشاگر است، شما بايد انگيزه حضور تماشاگر را در او ايجاد كنيد. چه مي شود اگر مسؤولان اتوبوس در اختيار تماشاگران نمايش قرار دهند. اين جوري كه الآن پيش مي رود، ما تئاتر را بايد تنها براي جشنواره كار كنيم.
* برگرديم به «وين راه بي نهايت...» در طول تئاتر قصد كار فرم داشته ايد يا نه؟ 6 بازيگر داشتيد كه در ابتدا به صورت گروه فرم ظاهر شدند، ولي پس از آن بازي ساز شدند؟
احمدي: اصلاً ما نمي خواستيم گروه فرم داشته باشيم، حتي در بروشور هم نوشتيم تصويرساز و نه گروه فرم. در شروع نمايش حتي دو نفر از بازيگران اصلي هم با 6 نفر تصويرساز ما همراه مي شوند. در متن، اين صحنه واقعه كربلاست و يك داستان مفصل، خب ما خواستيم به اين صحنه رنگ و بوي فرماليستي بدهيم. براي اين كار از همان تصويرسازها استفاده كرديم. از اين تصويرسازان در جاي جاي نمايش بنا به مقتضيات صحنه استفاده هاي گوناگوني شده و خوب در كل كمترين استفاده را به عنوان گروه فرم از آنها داشتيم.
* در مورد 6 بازي ساز گفتيد كه در ابتدا 8 نفر شدند، و تا جايي كه من اطلاع دارم، در متن 11 نفر بوده اند، در صحنه اي هم شما بنا بر ديالوگ متن 6 بازي ساز را 11 نفر خوانديد.
احمدي: اين 11 نفر را ما با 11 نيزه نشان داديم و حتي يكي از بازيگران بر اين امر هم در ديالوگ و هم حركت تأكيد مي كند. به نظر من مفهوم را همين 6 نفر به وضوح مي رسانند و اجباري به اضافه كردن شخصيت نبود.
* تعويض صحنه ها هم بسيار ابتدايي و ضعيف بوده، گاهي حسها تا صحنه بعد در مخاطب امتداد مي يافت و گاهي ريتم كلي تئاتر را مي شكست.
احمدي: اين اتفاق را قبول دارم، ولي گمان مي كنم تنها در دو يا سه جاي نمايش اين اتفاق مي افتد. خب يك دليل عمده اين قضيه متن است. دليل بعدي نور است، اگر نور در اين سالن مرز داشته باشد و اگر پرژكتور كاملاً تئاتري استفاده شود، بشدت كمك مي كند. ولي در بعضي صحنه ها از اين خط قرمز عبور كرديم و مجبور شده ايم تعويض صحنه را در جلوي چشم مخاطب انجام دهيم و اين بشدت ضربه زده است.
* مي خواهم شناخته و مطرح بودن متن را كنار بگذارم و از شما درباره اوج و فرود متن تان سؤال كنم؟
احمدي: اوج نمايش من جايي است كه سلمان مسلمان مي شود. سلمان وقتي مسلمان مي شود به آرامش مي رسد، اين آرامش را مخاطب در اين نمايش مي بيند.
جهان پا: اين متن به نظر من يك متن سفارشي است و وقتي يك متن سفارشي نوشته شود، نويسنده سعي مي كند تمايلات سفارش دهنده را بيشتر رعايت كند تا حفظ جنبه هاي دراماتيك داستان زندگي سلمان در اين نمايش بين خواب و بيداري وي اتفاق مي افتد؛ جنگي بين خير و شر كه داخل وجود سلمان حضور دارد. مشكل متن، پراكندگي است. فشرده شده زندگي سلمان است. اين در حالي است كه ما هر چه تلاش بكنيم نمي توانيم خيلي از وجوه پنهان شخصيت سلمان را كشف و بيان بكنيم.من هم بر اين اعتقاد هستم كه پس از ايمان آوردن سلمان به دين اسلام داستان زندگي او تمام مي شود و در تاريخ هم اگر نگاهي بيندازيم بعد از جنگ خندق عملاً اسمي از او نمي بينيم تا اينكه به حكومت مدائن مي رسد.
جهان پا: از هر طرف كه رفتم جز وحشتم نيفزود / زينهار ازين بيابان وين راه بي نهايت
من به آقاي احمدي گفتم اين متن خيلي پيچيده است و امكان دارد مخاطب با آن ارتباط برقرار نكند. هر چند به نظر من با همفكري و همكاري بچه ها كار خوبي شد كه ديديد.
* در مورد گروه پل بگوييد؟
جهان پا: به گروه پل خيلي كم لطفي شده است. شايد به اين خاطر كه يك گروه دانشجويي و جوان است و همچنين مستقل، ولي من معتقدم اين گروه آينده بسيار روشني دارد، اميدوارم اين كار شروع خوبي باشد.
* شخصيت سه زن به نظر من به هيچ وجه با مخاطب ارتباط برقرار نكردند؟
احمدي: در متن هم همين گونه كوتاه اشاره شده بود. ثريا، عذرا و مريم كه در آغاز معرفي كوتاهي مي شوند. قبول دارم خيلي كوتاه و گذراست كه اشكال نويسنده است. اين سه شخصيت در حقيقت سه وجه از شخصيت دروني سلمان هستند.
فاضلي: ما زياد با سلمان آشنا نيستيم. داستانهاي زيادي در زندگي سلمان وجود دارد و مشكل اساسي اين متن اين است كه نويسنده در جاهايي بسيار كوتاه به اين داستانها اشاره مي كند و اين در حالي است كه ما اين داستان را بعضاً هرگز نشنيده ايم. حالا كارگردان بايد با عدم آشنايي مخاطب و پردازش كم متن مقابله كند تا كار را خوب به تصوير بكشاند. بعضاً نويسنده استفاده هاي فرامتني هم از اين شخصيتها كرده كه در مورد سه شخصيت زن به اوج مي رسد.
* و حالا كه آقاي فاضلي وارد بحث شدند، بهتر مي بينم كمي هم درباره دكور صحبت كنيم. فلسفه اين دكور چه بود؟
فاضلي: دكور براي ما چند تعريف داشت. تعريفهايي در فضا و مكان كه سعي كرده ايم در نور هم آنها را تفكيك كنيم. قسمت بالا و انتهاي صحنه جايي است براي نمايش طرز تفكر. دو سكو در پايين بيشتر مفهوم زمانها و مكانهاي مختلف را تعريف مي كند و پايين صحنه كه در زمان حال اتفاق مي افتد و وقايع اصلي آنجا شكل مي گيرد. ما سعي كرديم با استفاده از همين اختلاف سطح، تفكيك فضاها، عمق، ارتفاع و... اين فضاهاي مختلف را ايجاد نماييم.
احمدي: داستانهاي نمايشنامه در مكانهاي متفاوت اتفاق مي افتاد، من قبلاً به چند پارگي و چند تكه بودن داستان اشاره كردم، ما به اين نتيجه رسيديم كه دكور هم بايد چند پاره و داراي فضاهاي جدا از هم باشد.
فاضلي: اعتقاد كلي من براي دكور اين است كه دكور در حقيقت بايد در خدمت نمايش باشد كه خوشبختانه اين تفكر با گروه كارگرداني همسان شد. دكور در حقيقت ويژگي بارزي ندارد و آن چنان خود را بر تماشاگر تحميل نمي كند. ولي در روند نمايش اين دكور خود را نشان داده و از جاي جاي آن استفاده مي شود.
* قبل از پردازش به سؤال بعدي، مي خواهم به صحنه اي اشاره كنم كه واقعاً قابل تأمل و تحسين برانگيز بود و آن برخورد اوليه سلمان با مريم، نورپردازي ضربدري، ميزانسن فوق العاده و بازيهاي چشمگير بود، اما بازي خانم محزون بعد از اين صحنه بشدت افت مي كند.
احمدي: بگذاريد قبل از خانم محزون، من به يك نكته اشاره كنم، خانم محزون بازي هميشگي شان را ارايه ندادند.
محزون: نه اصلاً اين گونه نيست كه بخواهم عذرتراشي كنم، شايد واقعاً من اصلاً خوب بازي نكرده باشم و نقش را آن گونه كه بايد و شايد در نياورده باشم. ولي من به شخصه قسمتهايي را كه با سلمان بازي مي كنم، دوست دارم و جزو جاهايي هستند كه مي پسندم، در بازي براي من «پارتنر» خيلي مهمه. وقتي «پارتنر» من خوب بازي مي كند به من انگيزه مي دهد كه خوب بازي كنم.
احمدي: من بازيگران اصلي تئاترم را واقعاً قبول دارم. اينها واقعاً به من كمك كردند و «محزون» با اين تئاتر در هر جشنواره اي كه حضور داشتند جايزه گرفته اند و واقعاً به نظر من يكي از بازيگران خوش آتيه و بزرگ تئاتر مشهد هستند.
* * *
صحبت خيلي زياد است ولي زمان ما تمام مي شود و اين مكالمه جذاب همين جا مي ماند تا اجراهاي بعدي.
هر چند گروه حرفهايش را روي سن براي من كامل كرده است. گروه را پس از يك اجراي سخت بايد به حال خود سپرد تا خستگي در كنند، ولي آنچه بر اين چهره ها ديده مي شود، خستگي كار نيست خستگي نديده شدن كار است. اين زحمات نبايد در غبار آمفي تئاتر خاك بخورد، به خودم مي گويم بايد از خودم شروع كنم، مسؤولان وقتي تئاتر را مي بينند كه من ديده باشم. در گوشه خانه نمي شود نشست و تأسف خورد، انگيزه اين جوانها، مخاطب است و مخاطب يعني من و شما. نه مسؤولان ذي ربط. بايد برويم، تشويق كنيم تا آنها از پشت ميزهايشان صداي كفهاي ما را بشنوند و بفهمند كه تئاتر هنوز نفس مي كشد. از سالن خارج مي شوم. دوست دارم فردا هم بيايم، اصلاً عهد مي كنم تا آخر هفته هر روز بيايم. اگر حضور من خستگي را مي كاهد، خستگي راه و مسافت طولاني برايم چيزي نيست.
وین راه بی نهایت در طرح تاتر ۸۶ در مجتمع هاشمی نژاد به روی صحنه می رود


اجرا به مدت ده شب از تاریخ ۱۱/۷/۱۳۸۶
پل با تمایش عاشقستان در راه جشنواره تاتر ماه و تاتر رضوی
سروش طاهری - کیوان صباغ - حسن طاهری - مونا اکبری - امیر بشیری و محبوبه سلطانی به کارگرداتی جهانپا
در این پروژه نمایشی مشغول به کار هستند منتظر اخبار بعدی از عاشقستان باشید
// متن نمایش رو در ادامه مطاللب بخوانید //
ادامه مطلب
از راست به چپ محبوبه بیات - بهروز بقایی - ناصر کامگاری
امیدوارم که غیبت چند روزی ما رو تحمل کرده باشین به امید خدا شنبه با دست پر و گزارش کامل از جشنواره میرسم خدمتتون
با اجازه تون تا تاریخ ۲۶/۰۴/۸۶ در خدمتتون نیستم و چراشم مربوط به اجرای نمایش وین راه بی نهایت هست در جشنواره تاتر معراج / شهرکرد /
دوستتان دارم و برای شما آرزوی موفقیت دارم
کارگردان : رضا احمدی
نویسنده : نصرا.. قادری
بازیگران: محمد جهانپا - احمد تهرانی - مجتبی خزائی - امیر بشیری - پروا محزون - پرستش سلطانی - محبوبه سلطانی - خلیل محمد نیا - محسن ستوده و...........



بالاخره لوگوی گروه تاتر پل هم آماده شد
در همین راستا صمیمانه از میثم نویریان طراح لوگو سپاسگذاریم و به داشتن دوستان هنرمند در گروه افتخار میکنیم



نمایش
من، برتولت برشت ، دعوت به ضیافت چای
مراحل آماده سازی خودشو برای حضور در جشنواره تاتر دفاع مقدس در بخش ویژه شروع کرد
نویسنده و کارگردان : رضا صابری
بازیگران : محمد جها نپا - کریم جشنی - حامد یزدی - آرش تبریزی - مهدی سجادپور - فاطمه توانا و پروا محزون
دستیار کارگردان : رضا احمدی
طراح صحنه : امین فاضلی
|


ادامه مطلب

این نمایش در سال ۱۳۸۶ باید در جشنواره تاتر معراج که در شهرکرد برگزار میشه حضور پیدا کنه 


